اتحادیه ای در برابر آمریکا

اتحادیه ای در برابر آمریکا


در اواخر دهه۸۰ ميلادي هنگامي كه گورباچف در آخرين روزهاي قدرت اتحاد جماهيرشوروي دستور بازگشت ۵۰۰هزار سرباز روس را از مرزهاي اروپاي غربي صادركرد، گمان همه بر اين بود كه اروپا حداقل تا نيم قرن با هيچگونه خطري روبرو نخواهدبود.اين «قاره قديم» خسته از جنگهاي طولاني و ۴۵سال جنگ سرد نيازمند آرامش بود اما فرداي «۱۱سپتامبر» مشخص شد اين بار تهديد عليه اين قاره نه ازجانب روسيه بلكه ازجانب آمريكا (متحدقديمي قاره) درحال شكل گرفتن است.خوشبين ترين ناظران نيز پس ازمشاهده وقايع ابتداي سال جاري درمورد عراق پي بردند كه اين باراهداف آمريكا بسيار بزرگتر و فراگيرتر از قبل است تا آنجا كه بي شك توسعه مناطق تحت نفوذ آمريكا عرصه را بر قدرتهاي اروپايي تنگ مي كند.در ۲۰ روز نبرد عراق و آمريكا بيشترين مخالفتهاي مردمي و دولتي نه ازجانب چين و روسيه و حتي اعراب، بلكه ازسوي مردم و دولتهاي فرانسوي، آلماني و ايتاليايي صورت گرفت.سال تحت الحمايه آمريكا
جنگهاي بسيار سهمگين و پرتلفات درنيمه اول قرن بيستم بويژه دربين كشورهاي اروپايي سبب شد اين قدرتها كه درزمان خود هركدام داراي ميليونها كيلومتر مربع مستعمرات بودند،در فرداي پايان جنگ (مه۱۹۴۵) به اندازه اي درمقابل روسها احساس ضعف كنند كه در هرنوع پيمان دفاعي و استراتژي نظامي پايه اصلي را بر آمريكا بگذارند.
ارتش رعب آور ۱۵ميليون نفري استالين در سال ،۱۹۴۵ مرزهاي لهستان، آلمان شرقي، بلغارستان، آلباني، چكسلواكي، روماني و مجارستان را درنورديده و آماده بلعيدن آلمان غربي و يونان بود.
براي اروپاي ضعيف راهي جز اتكا به آمريكا نبود. بسياري از سران اروپايي در آن سالها پي بردند دوران ابرقدرتي اروپا به پايان رسيده و اين آمريكا و شوروي هستند كه با برتري بي چون و چرا قدرتهاي درجه اول دنيا خواهندبود.
فرانسه و انگليس نيز تا سال ۱۹۵۶اين مسأله را نمي پذيرفتند اما عدم پشتيباني آمريكا از آن دو كشور در نبرد كانال سوئز و رهاكردن آنها درمقابل خروشچف به آنها فهماند پس از اين نمي توانند بدون توافق برادر بزرگتر (آمريكا) حداقل درمناطق استراتژيك دنيا بازي جديدي را شروع كنند.
در تمام سالهاي دهه هاي ۵۰ ، ۶۰ ، ۷۰ و حتي ۸۰ ميلادي تنها ۲كشور فرانسه و انگليس به ساخت بمب اتم مبادرت كردند آن هم به ميزان بسيارمحدود كه حتي يك درصد توان هسته اي شوروي نبود.
بنابراين ۳ميليون كيلومتر مربع خاك اروپا عملاً تنها به كمك موشكهاي مينوت من، ساترن، پرشينگ و كروز آمريكايي حفاظت مي شد.
آلمان (غربي) كه زماني نه چندان دور به تنهايي خاك اروپايي شوروي را فتح كرده بود اكنون در هراس از به صدا درآمدن زنگ «جنگ جهاني سوم» و ورود ۵۰هزار تانك اروپاي شرقي و شوروي بود.
اروپاييها بخوبي مي دانستند بدون آمريكا هرگز قادر به مقاومت حتي يك ماهه در برابر بزرگترين نيروي زميني تاريخ (ارتش سرخ) نخواهندبود.
گورباچف و فروپاشي اتحادجماهيرشوروي
گورباچف اولين رهبر اتحاديه جماهيرشوروي بود كه عقيده داشت دشمن اتحادجماهيرشوروي نه دنياي سرمايه داري بلكه مشكلات اقتصادي است.
اقدام او براي قطع پشتيباني از دولتهاي شرقي اروپا سبب بروز شكاف در بلوك شرق و نفوذ كشورهاي مذكور به دامان غرب شد.
آلمان غربي نيز «گم شده شرقي» خود را بازيافت و شوروي نيز ۵۰۰هزار سرباز و دهها لشكر زرهي، پياده و مكانيزه خود را به «خاك مادر» فراخواند.
اكنون شبح كمونيسم از سراروپا رخت بربسته بود و فروپاشي شوروي سبب شد ديگر اروپا نگران شرق نباشد. نگراني كه دهها قرن سابقه داشت.
درتمام طول سالهاي ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۱ اروپا با خوش خيالي نظاره گر وقايع مهم سياسي در مناطق پيراموني، خاورميانه، آسياي شرقي و خليج فارس بود.
اروپا حتي براي حل مشكل بالكان نيز درايتي ازخود نشان نداد و اجازه داد آمريكا با ورود به صحنه بازي خانگي اروپاييها، غائله صربها را براي هميشه دفع كند.
تنها فرانسه بود كه به مانند ۳دهه گذشته همواره سياست مستقل خود را حفظ مي كرد و سعي داشت درمقابل سياستهاي آمريكا حتي در كشورهاي منزوي چون عراق منفعل نباشد.

۴۵

۱۱سپتامبر سال ۲۰۰۱
اكنون بيش از گذشته مشخص شده ۱۱سپتامبر نه از آن جهت كه دوبرج عظيم آمريكايي با حملات تروريستي ازبين رفتند، اهميت دارد، بلكه اهميت آن به شرايطي است كه براي «بازهاي واشنگتن» ايجادشد.هنگامي كه قدرت اول نظامي و اقتصادي جهان ژست كشوري بسيارعصباني را به خودگرفت، همه سريعاً پذيرفتند آنها (آمريكاييها) حق دارند به هر نقطه دنيا كه مايلند حمله كنند.
افغانستان هدف ابرقدرت تنهاي قرن۲۱ بود كه در ابتداي سال ۲۰۰۲ بلعيده شد.
اما بازي به اين كشور فقير آسيايي ختم نشد. در فرداي فتح كابل، آمريكا به شكلي كاملاً تهديدآميز اعلام كرد آماده محو سلاحهاي كشتارجمعي به هرنحو ممكن در عراق است.
اين شعار بعدها با ظرافت جاي خود را با «تغيير رژيم عراق» عوض كرد.
اكنون ديگر مسلم شده بود كساني چون ولفويتز، رامسفلد و رايس به چيزي كمتر از تسخير كامل جهان رضايت نمي دهند.
فرانسه و آلمان دركنار روسيه تمام تلاش خود را به كار بردند تا آمريكا نتواند بازي موردنظر خود را از راه سازمان ملل ادامه دهد اما آنچه آنها ناتوان از پيش بيني آن بودند دورزدن سازمان ملل توسط آمريكا بود.
اين چيزي بود كه حتي صدام را به اشتباه انداخت. مارس سال ۲۰۰۳ ، ۲۰۰هزار سرباز آمريكايي در پناه آتش صدها هلي كوپتر و هواپيما واردخاك عراق شدند و ثابت كردند مي توان بسادگي مانند گذشته اي نه چندان دور، «زور» را آن هم به شكلي عريان جانشين منطق كرد.
جنبشهاي مردم اروپا اين بار جلوتر از حاكمان، به تظاهرات عظيم خياباني عليه آمريكا دست زدند. آلمانها به شيوه اي كم سابقه دركنار فرانسويها بشدت به سياستمداران آمريكايي حمله كردند.
بويژه در روزهايي كه جنگ به وضعيت نامشخصي رسيده بود اروپاييها حتي به دنبال راههاي ديپلماتيك براي توقف جنگ رفتند اما سقوط ناگهاني بغداد همه را شوكه كرد.
اما آيا اهميت عراق را مي توان ناديده گرفت؟ عراق با ۱۰۰ميلياردبشكه ذخيره نفتي پس از عربستان دركنار كويت بزرگترين منابع نفتي دنيا را دراختيار دارد.
اروپايي ها بخوبي مي دانند كه كشوري به ارزش عراق قابل معاوضه و معامله نيست.
درحال حاضر بيش از ۷۰درصد نفت و گاز دنيا درخاورميانه واقع شده و حداقل تا ۵۰سال آينده نفت و گاز منبع اصلي انرژي دنيا خواهندبود.حركت دهها هزار هواپيما، هزاران كشتي، صدها ميليون خودرو دركنار سوخت نيروگاهها، گرماي منازل و انرژي موردنياز هزاران كارخانه هنوز درگروي وجود نفت و گاز است.استراتژيستهاي آلماني، فرانسوي و ايتاليايي مي دانند اكنون ديگر خاورميانه تفاوتي با آمريكاي جنوبي ندارد. هردوي اين مناطق حيات خلوت حكومت آمريكا هستند اما ارزش اين كجا و آن كجا.
كمربند جنوبي خليج فارس (عمان، امارات عربي، عربستان، قطر، بحرين و كويت) بطوركامل دراختيار آمريكاست. درشمال خليج فارس نيز يكي از دو دولت ضدآمريكايي (عراق) به دامان آمريكا سقوط كرده است.
اكنون آمريكا به دنبال برداشتن گام بعدي خود براي تصاحب كامل خليج فارس است.
اگرچه ايران لقمه گلوگيري است كه بلعيدن آن براي حتي آمريكا بسيارسخت و حتي ناممكن به نظرمي رسد اما اين تهديدي جدي براي اروپا است.اروپا حدود ۳۰درصد نفت جهان را مصرف مي كند و هرگونه اختلال در انتقال دهها ميليون بشكه نفت در روز به اين قاره مي تواند اقتصاد آن را با توقف روبرو كند.
بررسي صنايع نظامي دوقاره
قرنها قبل از آنكه ايالات متحده به عنوان قدرت اول دنيا مطرح شود، عظيم ترين صنايع نظامي تاريخ درقاره اروپا شكل گرفت.
صنايع عظيم نظامي آلمان، انگلستان وفرانسه باوجود كم توجهي به آنها طي ۵دهه اخير هنوز مي توانند با اندكي سرمايه گذاري تبديل به توليدكنندگان طرازاول ادوات نظامي شوند.شرق و غرب آلمان انباشته از كارخانه هايي است كه درجنگهاي نيمه اول قرن بيستم توانايي عظيم خود را نشان داده اند. جنوب و مركز فرانسه نيز چنين وضعيتي دارد.درمقابل ايالات متحده نيز اقيانوسي از كارخانجات توليدكننده جنگ افزارها دراختيار دارد.
هيتلر قبل از وقوع جنگ دوم جهاني از آمريكا به عنوان كشوري گمشده در بين دودكشها و كارخانه هاي فولاد نام برده بود و آرزوكرده بود كه هيچگاه درگيري نظامي با اين غول پديد نيايد.
اما درصورت بروز نبردي حتي به صورت غيرمستقيم بين قاره اروپا(ي غربي) و ايالات متحده اين بار آمريكا با ارتشهاي قديمي مواجه نخواهدبود بلكه درمقابل خود نيروهايي را خواهدديد كه از جديدترين فناوري ها بهره مند هستند.

صنايع نظامي آمريكا
در غرب آمريكا بويژه در شهرهاي لس آنجلس و كاليفرنيا نبض شركتهاي بزرگ نظامي آمريكا درحال زدن است.
صدها كارخانه كوچك و بزرگ در دره كاليفرنيا مشغول ساخت مرگبارترين سلاحهاي تاريخ هستند.
برخي از اين كارخانه ها ستون فقرات ارتشهاي دريايي و هوايي آمريكا را شكل داده اند.
لاكهيد
در رأس اين شركتها، شركت بسيار قدرتمند و مافيايي لاكهيد قراردارد.
لاكهيد از توليد جنگنده بمب افكن استيلت اف۱۱۷ گرفته تا هواپيماهاي عظيم ترابري سي ـ ۵ (گالاكسي) را براي ارتش آمريكا مي سازد.
لاكهيد در ساخت تجهيزات بسيارپيچيده الكترونيكي توانايي خاصي دارد و مي تواند در مناقصه هاي ارتش آمريكا و حتي ناتو رقباي خود را با انواع حيله ها درهم شكند. در دهه۶۰ اين شركت ازطريق لابيهاي گسترده، بيشتر كشورهاي اروپايي را واداركرد به جاي استفاده از جنگنده هاي اروپايي، اف ـ ۱۰۵ استارفايتر را مورداستفاده قراردهند. حال آنكه از اين هواپيما تنها ۲۰۰فروند در آلمان سقوط كرد!
نورث روپ گرومان
اين كمپاني كه از ادغام دوشركت عظيم نورث روپ توليدكننده اف۵ تايگرو گرومان (اف۱۴) به وجودآمده، مهمترين تأمين كننده تجهيزات نيروي هوايي آمريكا است.توليد اف۱۸ و بمب افكن استراتژيك بي ـ ۲ مربوط به اين شركت است. اين شركت طي ۲دهه، ۵هزار فروند اف ـ ۵ به آمريكا، اروپا و آسيا فروخت.
جنرال ديناميكس
توليدكننده موشك و تجهيزات ناوبري و همچنين هواپيماهاي استراتژيك اف:۱۱۱ جنرال ديناميكس در اواخر دهه۷۰ با ارائه طرح اف ـ ۱۶ موسوم به مرغ طوفان براي ۳دهه بخش بزرگي از بازار نيروهاي هوايي آمريكا و ناتو را دراختيار گرفت.
اف ـ ۱۶ اكنون يكي از ۵جنگنده بسيار پرفروش جهان است كه تقريباً در تمام ارتشهاي متحدآمريكا مشغول به خدمت است.
مك دانل داگلاس
اگرچه اين شركت ازدوران قدرت خود اندكي فاصله گرفته اما هنوز هم با بهينه كردن دائم اف ـ ۱۵ ازجمله شركتهاي مطرح آمريكايي است.
اين شركت در دهه ۶۰ با توليد اف ـ ۴ يا فانتوم دنيا را با شگفتي روبرو كرد.
اف ـ ۴ كه توليدآن از مرز ۵هزار دستگاه گذشت طي دهه هاي ۶۰ ، ۷۰ و ۸۰ سلطان بي رقيب آسمانها بود.
راك ول
توليدكننده هواپيماهاي استراتژيك آمريكا و مجري پروژه بزرگ توليد بي ـ ۱ (بزرگترين بمب افكن مافوق صوت آمريكا). اين شركت اگرچه شهرت شركتهايي چون نورث روپ، مك دانل داگلاس و لاكهيد را ندارد اما توان قابل ملاحظه اي در ساخت تجهيزات عظيم نظام دارد.
ساير صنايع نظامي
آمريكايي ها طي ۵دهه اخير توجه ويژه خود را برتوسعه نيروهاي موشكي و هوايي متمركز كرده اند اما اين امر به معني بي توجهي آنها به صنايع زرهي و دريايي نبوده است.
آمريكا بزرگترين نيروي دريايي جهان را در اختيار دارد كه با برخورداري از حدود ۱۳ناوهواپيمابر و صدها هزارتن كشتي (نبرد ناو، رزمناو و ناوچه) قادر به حضور كمتر از ۴۸ساعت در هر نقطه اي از جهان است. در بخش ادوات زرهي، آمريكا سالها روي تانكهاي ام ـ۴۸ و ام ـ۶۰ توان خود را متمركز كرد اما از آنجا كه در بخش زرهي خود را مقهور توان بالاي اتحادجماهير شوروي و بلوك شرق مي ديد، توسعه در اين راه را چندان ادامه نداد. اما تانك فوق سنگين ام ـ يك آ ـ يك كه براي اولين بار در جنگ خليج فارس (۱۹۹۱) به كار گرفته شد كارت برنده آمريكا در نبردهاي زميني به حساب مي آيد.

صنايع نظامي اروپا
توان بالاي تبليغاتي آمريكا در كنار يكپارچگي سياسي آن موجب شد صنايع هواپيمايي و نظامي اروپا هيچگاه مانند رقيب آمريكايي خود مطرح نشود حال آنكه چيزي از رقباي خود كم نداشتند.
آلمان
شكست خردكننده آلمان در جنگ دوم جهاني و نابودي صنايع نظامي آن كشور در كنار قوانين محدودكننده پس از جنگ، سالهااين كشور را از جرگه قدرتهاي نظامي كنار گذاشت. اما در تمام اين سالها نظاميان آلمان بيكار نبودند آلمانها در دهه ۷۰ با عرضه هواپيماي تورنادو(گردباد) باهمكاري (البته تشريفاتي) چند كشور اروپايي توانايي خود را به نمايش گذاشتند. اين جنگنده كه در دهه ۸۰ عملياتي شد قادر بود توسط هدايت اتوماتيك (اتوپايلوت) حركت كند و براي فرار از ديد رادارها ارتفاع خود را به ۸متري زمين برساند (كمتر از ارتفاع يك ساختمان ۳طبقه)
آلمانها در همان زمان جنگنده آموزشي آلفاجت را هم ساختند.
صنايع عظيم آلمان با كمك كروپ (با يك قرن سابقه توليد ادوات نظامي) قادر به توليد عظيم ترين توپها و ادوات زرهي شد.
تانك بسيار مدرن لئوپارد يك و لئوپاردـ ۲ از جمله توليدات صنايع زرهي آلمان است. لئوپارد قادر است توسط برج متحرك خود ديده بان را به ارتفاع ۱۲متري از سطح زمين برساند تا در مناطق جنگلي، تانك غافلگير نشود. لئوپارد همچنين قادر به سفيد كردن اطراف خود با دود بسيار غليظ براي ردگم كردن موشك دشمن است.تأثير لئوپارد در جنگهاي زميني بسيار زياد است تا آنجا كه اسرائيل ۲۰سال است مانع فروش اين سلاح به كشورهاي عربي مي شود.
صنايع نظامي فرانسه
فرانسه با در اختيار داشتن كمپاني عظيم داسو (توليدكننده ميراژ) بزرگترين رقيب غربي آمريكا به شمار مي آيد. اين كمپاني طي ۴دهه با ارائه ميراژهاي اف ـ ،۱ اف ـ۳ ، ۵ ، ۲۰۰۰ و ۴۰۰۰ موفق شد پا به پاي رقباي آمريكايي خود مطرح شود. سلاحهاي فرانسوي توانايي خود را در جنگهاي خاورميانه و فالكلند نشان دادند. هواپيماهاي فرانسوي بويژه سوپر اتاندارد و ميراژ اف ـ۱ در نبردهاي دريايي نيز توانايي خوبي دارند.
فرانسوي ها همچنين در ساخت موشكهاي ماژيك، ماترا و اگزوسه نشان دادند قادر به ورود به عرصه فناوري هاي بسيار بالا هستند. در ۱۹۸۷ يك ميراژعراقي با يك موشك اگزوسه ناو مدرن استارك آمريكا را در خليج فارس منهدم كرد. اگرچه آمريكايي ها مدعي غافلگيري خود شدند اما بعدها مشخص شد نه رادارها و نه پدافندهاي موشكي و توپخانه اي اين ناو هيچكدام نتوانسته اند جلوي برخورد اگزوسه با ناو را بگيرند.
فرانسوي ها نيز در صنايع هلي كوپترسازي (نظامي) و تانك و نفربر زرهي توانايي هاي بسيار بالا دارند. آنها همچنين داراي ناوهاي هواپيمابر دوگل، فوش و كلمانسو هستند.
صنايع نظامي انگليس
انگلستان را اگرچه بايد در صف آمريكا دانست اما در هر حال اين كشور در قاره اروپا واقع شده است.
انگلستان صنايع عظيم كشتي سازي نظامي و توليدكننده بزرگ تانك در دنيا دارد. تانكهاي مشهور چيفتن و واليانت توليد اين كشور است. انگليسي ها همچنين سازنده جنگنده هاي هارير كه نوعي «عمودپرواز» مي باشد هستند.
صنايع نظامي سوئد
نكته اي كه شايد بسياري از مردم از آن غافل باشند، توان بالاي سوئد در توليد جنگنده است. شركت ساب ويگن توليدكننده انواع جنگنده و بمب افكن هاي مدرن ساب ويگن، دراگن، ساب۳۷ و ساب۳۹ است اما اين كشور به دليل مسائل بشردوستانه هيچگاه سلاح هاي خود را به شكل تجاري در اختيار ساير كشورها نگذاشته است.

بزرگتر از آمريكا برروي كاغذ
اتحاديه اروپا در بسياري از موارد برروي كاغذ از آمريكا پرقدرت تر است اما واقعيت چيز ديگري است. اروپا دچار تشتت افكار است. در نبرد اخير خليج فارس اسپانيا و بريتانيا طرف آمريكا را گرفتند و همسايگان اروپايي خود را تنها گذاشتند. اما با اين وصف آن گونه كه جدول اين گزارش نشان مي دهد اروپا توانايي هاي بزرگي دارد. (حتي اگر توانايي هاي انگلستان را از آن كسر كنيم) بجز وسعت اروپا كه ۳۳درصد آمريكاست از نظر جمعيت اروپا داراي ۱۰۰ميليون نفوس بيشتر و سهم قابل توجه تر در واردات و صادرات جهاني است اما اروپا در توليد ناخالص حتي در مجموع ۱۵كشور از آمريكا ضعيف تر است و اين ضعف در توليد سرانه، بيش ازپيش خود را نشان مي دهد. دليل اين امر نيز ۱۳سال رشد اقتصادي بدون توقف آمريكاست. آمريكا پس از فروپاشي شوروي رشدهاي اقتصادي سالانه ۲تا۴درصد را تجربه كرد. اين رشد براي اقتصادي به بزرگي آمريكا بسيار با ارزش است، به طوري كه آمريكا كه زماني تنها ۲برابر آلمان قدرت اقتصادي داشت و قدرت آن تنها ۳۰درصد بيش از ژاپن و ۴۰درصد بيش از شوروي بود، اكنون ۴برابر آلمان، ۲برابر ژاپن و ۴۰برابر روسيه است!

غول ميليتاريست
اما آنچه قدرت اصلي آمريكا محسوب مي شود، توان اين كشور در اختصاص هزينه هاي سنگين براي امور دفاعي است. آمريكايي ها در حال حاضر به تنهايي ۴۰درصد هزينه هاي نظامي دنيا را در اختيار دارند. ۱۵كشور اروپايي به روي هم ۱۴۲ميليارد دلار بودجه صرف اموردفاعي مي كنند حال آنكه آمريكاي بدون دشمن (حداقل از ۱۹۹۱ به اين سو) سالي ۳۶۰ميليارد دلار صرف امور تسليحاتي خود مي كند! وحشتناكي اين رقم زماني مشخص مي شود كه متوجه شويم اين كشور اكنون دهه هاي متوالي است كه (بويژه از دوره ريگان) چنين رقمهاي عظيمي را صرف توسعه توان دفاعي خود مي كند.اين در حالي است كه اتحاد شوروي سالهاست از هم پاشيده و قدرتهاي رقيب آمريكا هزينه هاي نظامي زير ۴۰ميليارد دلار دارند.
ارتش آمريكا در اثر تزريق سالانه صدها ميليارد دلار پول اكنون تبديل به ثروتمندترين بخش اين كشور شده است. كافي است ژنرالهاي آمريكايي سلاح و يا فناوري خاصي را ببينند آنگاه كارخانه سازنده آن تجهيزات طي مدت كوتاهي با رشد تصاعدي مبدل به شركتهاي پررونق مي شود.ارتش آمريكا هنگام سفارش براي خريد هواپيماي جنگي سفارشهاي كمتر از چندده ميليارد دلار نمي دهد و يا در به كارگيري تجهيزات رايانه اي تنها شركتهاي چندمليتي رايانه اي مانند هيولت پاكارد، اي بي ام و ماكروسافت از پس سفارش اين كارفرما برمي آيند. ارتش آمريكا اكنون سالهاست بدون توجه به «حجم هزينه» عمليات خود را انجام مي دهد و در پنتاگون كسي از پرداخت صورت حساب هاي چندده ميليارد دلاري لشكركشي ها واهمه ندارد.اين در حالي است كه كمبودهاي مالي تقريباً تمامي شورهاي جهان مانع از اين مي شود كه آنها بتوانند براي مدت طولاني اقدام به اعزام نيرو به نقاط دورجهان كنند.

سناريوي يك نبرد
اينكه درآينده نزديك سرباز آمريكايي و يا اروپايي به دنبال تسخير خاك آمريكا و يا اروپا باشند، تقريباً محال است اما اين امر سبب نمي شود گمان كنيم هرگز بين اين دو قدرت عظيم اقتصادي نبردي رخ نخواهدداد. «آستانه تحريك» اروپا بسيار پايين است. نبرد عراق اين مسأله را ثابت كرد. آنها اكنون همگام با آمريكا در حال فشار آوردن به كره شمالي و ايران هستند اما اين همراهي انتها نخواهدداشت؟ بي شك منافع مشترك بزودي جاي خود را به تضاد منافع خواهدداد. البته نه به خاطر توسعه طلبي اروپا بلكه بخاطر تغيير شرايط جهاني. آمريكاي سال ۲۰۰۳ آمريكاي سال ۱۹۸۰ يا ۱۹۹۰ و حتي آمريكاي سال ۲۰۰۰ نيسست بلكه قدرتي برخوردار از مرگبارترين تكنولوژيها در كنار هزاران ميليارد دلار توليد ناخالص داخلي سالانه است. چنين قدرتي قائل به سهم مساوي نيست. اين كشور حتي سهم ۳۰ به ۷۰به سود خود را نيز نمي پذيرد. داستان عراق اين مسأله را ثابت خواهدكرد. قدرتهاي سنتي حاضر در عراق نظير فرانسه، روسيه و هند حتي نمي توانند روي يك سنت از قراردادهاي عظيم نفتي و صنعتي خود حساب بازكنند. اكنون سؤال اينجاست كه آستانه تحريك اروپا كجاست؟
بي شك اگر اروپا به نقطه اي برسد كه ديگر احساس كند بايد به مقابله با آمريكا برخيزد، آن وقت به تجهيز كشور مورد تهاجم قرارگرفته توسط آمريكا خواهدپرداخت. بجز در بخش تجهيزات ماهواره اي آلمان و فرانسه در كليه بخشهاي تكنولوژيكي همپاي آمريكا هستند. آلمانها ثابت كرده اند هنگام جنگ از توانايي بسيار بالايي در ابتكارات نظامي بهره مند هستند. آلمانها بويژه پس از پيوستن دوباره آلمان شرقي از نظر توانايي صنايع سنگين قدرتي دوچندان يافتند. آلمان منهدم شده از نظر اقتصادي در سال ۱۹۳۱ توانست طي كمتر از ۹سال مبدل به نيرويي شود كه تمام اروپا منهاي اسپانيا و پرتغال را (آن هم به دليل اتحاديه نانوشته با فرانكو و سالازار ديكتاتورهاي شبه جزيره ايبري) فتح كند.
فرانسه نيز توانايي نظامي بالاي خود را بارها ثابت كرده است. اين كشور در تمام طول قرون ۱۸ ، ۱۹ و ۲۰مركز ثقل عمليات نظامي طرفين درگير بوده است. آلمان و فرانسه در اوايل دهه۹۰ استراتژي تشكيل ارتش پان ژرمن را پايه ريزي كردند. هدف از ايجاد اين نيرو قدرتي به موازات قدرت انگلوساكسونها (آمريكا و انگليس) بود.
توانايي كشورهاي ديگر اروپايي نظير ايتاليا، هلند، سوئد، اسپانيا و يونان را نيز نبايد ناديده گرفت. اين كشورها اگرچه هركدام به تنهايي قدرتي كوچك در برابر دشمن خارجي هستند اما در كنار هم مي توانند مبدل به زنجيره اي محكم شوند. بي شك تمام اين كشورها آگاهند كه منابع انرژي، بازارهاي تجاري و سرزمينهاي داراي مواداوليه و كاني محدودند و براي اقتصاد سرمايه داري از دست دادن اين فرصتها «مرگ حتمي» است.ازسوي ديگر احساسات ناسيوناليستي و حتي بشردوستانه و اعتقاد قلبي به جهانگراي در آنها بسيار قويتر و واقعي تر از آمريكاييهاست. بي شك اين احساسات در دولتهاي دموكراسي سبب فشار مردم به دولتها براي خروج از انفعال در برابر آمريكا مي شود. در چنين زماني (كه نمونه محدود آن در ۳هفته جنگ آمريكا و عراق قابل مشاهده بود) قطعاً صف آرايي هاي جهان تغيير خواهدكرد و آنگاه اروپا بارديگر مجبور به فراخواندن كهنه سربازان خود براي نبردي نه با يك كشور اروپايي بلكه با قدرتي در آن سوي آتلانتيك خواهدشد.

| (نظر بدهید.) | 5:11 PM  سه شنبه، 8 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 پدر بمب ها

Bomb

قوي ترين بمب خلاء‎ (Vacuum Bomb) ‎در جهان سه شنبه 11 سپتامبر در روسيه آزمايش شد ‏‎.‎‏ اين بمب که با هواپيما حمل مي شود قابليت ايجاد خلاء دارد‏‎ ‎و قابل ‏مقايسه با قدرت و کارايي يک بمب هسته اي ولي بدون ايجاد خسارات‎ ‎زيست محيطي ناشي از يک بمب هسته اي است ‏‎.‎‏ اين بمب که به طور مخفيانه ساخته ‏شده قدرتى بيش از بمب هاى هسته اى داشته و ارتعاش هاى ناشى از انفجار آن به ‏مراتب شديدتر از ارتعاش هاى هسته اى است . اين بمب موسوم به “پدر تمام بمب ‏ها ” است و قدرت آن چهار برابر بيشتر از پرقدرت ترين بمب هاى فعلى جهان است ‏که در اختيار آمريکا قرار دارد زيرا از يك نوع جديد و بسيار كارآمد مواد منفجره كه به آن ‏اشاره اي نشده است، بهره مي‌برد .‏‎ ‎‏ ‏MOAB‏ يا مادر تمام بمب ها كه پيش از اين به ‏عنوان قوي ترين بمب خلاء  شناخته مي شد و در سال 2003 آزمايش شده بود، يك ‏بمب هدايت شونده‎ ‎ماهواره‌اي دوربرد است و امريكا از آنها در جنگ با طالبان در ‏افغانستان استفاده کرد .‏

بمب روسي اولين بار توسط هواپيماهاى توپولف مدل ‏Tu-160‎‏ در محل آزمايش فرو ‏ريخته شد . قدرت اين بمب ها که با شدت زيادى منفجر شدند، بيش از حد تصور ‏است . اين بمب از لحاظ اندازه از بمب هاى ‏MOAB‏ آمريکايى کوچکتر است، اما به ‏دليل استفاده از فناورى نانوتکنولوژى در ساخت آن و با توجه به حرارتى که در زمان ‏منفجر شدن در مرکز انفجار توليد مى شود قدرت آن بسيار بيشتر از بمب هاى ‏آمريکايى است . بمب خلاء جديد مي تواند جايگزين يک سري از ابزار هسته اي با ‏قدرت ضعيف تر شود که قبلا ساخته شده بود . در همين زمينه وزارت دفاع روسيه ‏اعلام كرد اين طرح نظامي هيچکدام از توافقات بين المللي را نقض نمي کند و به ‏ايجاد‎ ‎رقابت تسليحاتي تازه اي در جهان منجر نخواهد شد . ‏بمب روسيه حاوي ‌8/7 تن ماده منفجره قوي است ولي بمب آمريكا بيش از‏‎ ‎هفت تن ‏ماده منفجره دارد‎ ‎در حالي كه بمب آمريكا معادل ‌11‏‎ ‎تن تي.ان.تي است ولي بمب ‏روسيه معادل ‌44 تن از اين ماده منفجره است. همچنين شعاع‎ ‎انفجار بمب روسيه ‏‏‌990 فوت يا 300 متر و دو برابر شعاع انفجار بمب آمريكا است ‏‎.‎‏ اين  بمب روسي در ‏ابتدا يک توده اي از مواد آتش زا را در شعاع انفجاري خود ايجاد ميکند که با اکسيژن ‏موجود در جو مخلوط ميشود سپس درمرحله بعد ، اين توده آتش مي گيرد بطوريکه ‏تمام منطقه آتش گرفته شده را نابود مي کند .‏

آزمايش اين بمب با توجه به تنش هاى به وجود آمده ميان مسکو و واشنگتن به دليل ‏مسائلى چون استقرار سپر موشکى آمريکا در اروپاىشرقي، پرواز مجدد هواپيماهاى ‏استراتژيک روسيه و امکان تعليق حضور در پيمان نيروهاى متعارف از سوى روسيه، ‏مى تواند بيش از گذشته، روابط دو کشور را به دوران جنگ سرد نزديک کند . آزمايش ‏بمب خلاء توسط روسيه نشان دهنده توان نظامي اين کشور در پاسخ به طرح آمريکا ‏براي استقرار تجهيزات ضد موشکي خود در شرق اروپاست

| (نظر بدهید.) | 5:08 PM  سه شنبه، 8 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 موشک های ايران

گزارش‌هاي فزاينده‌اي وجود دارد كه نشان مي‌دهد ايران ممكن است از تكنولوژي‏هاي روسي براي توسعه موشك‌هاي دوربرد خودش كه با بردهاي 2000 تا 6250 كيلومتر استفاده كند. منابع اطلاعاتي اسرائيل و آمريكا گزارش داده‌اند كه ايران در حال توسعهء موشك‌ «شهاب 4» با برد ۳000 كيلومتر است و مي‌تواند تا حدود 2000 پوند مواد حمل كند و خطاي آن حدود 2400 متر است. برخي از برآوردها نشان مي‌دهد كه سيستم اين موشك سال 2004 تا 2005 عملياتي خواهد شد. معاون وزارت خارجه در امور خاور نزديك در 28 جولاي 1998 گواهي داد كه آمريكا برآورد مي‌كند اين سيستم هنوز جهت تقويت موتورها و سيستم هدايتي خود نياز به كمك خارجي بيشتري دارد.

برخي گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه موشك «شهاب 4» بر اساس ويژگي‌هاي موشك «SS-4» ساخت شوروي تهيه شده است. گزارشهاي ديگر حاكي است كه موشك «شهاب 5» با برد بيشتر نيز وجود دارد كه بر اساس ويژگي‌هاي موشك Tapeo Dong يا SS-4 ساخته شده است. مي‌گويند اين موشك تا 4 هزار كيلومتر برد دارد و بيش از يك تن مواد را مي‌تواند حمل كند. ايران ممكن است دو برنامه موشكي ديگر شامل سيستم‌هاي دوربردتر داشته باشد كه گزارش‌هاي متعددي در خصوص حداكثر برد آن مطرح است بردهايي كه اين گزارش‌ها ذكر كرده‌اند، عبارتند از 3650 كيلومتر،‏ 4500 تا 5000 كيلومتر‏، 6250 كيلومتر و ده‌هزار كيلومتر.

واضح به نظر مي‌رسد كه ايران موفق به دستيابي به جزييات فناوري و طراحي موشك روسي SS-4 شده است. موشك SS-4 (كه به موشك R-12 يا Sandal نيز معروف است)، يك موشك روسي قديمي با سوخت مايع است كه براي اولين بار در سال 1959 به خدمت گرفته شد و احتمالاً به عنوان اجراي بخشي از پيمان IRBM نابود شده است. اين موشك بسيار بزرگ است و فناوري آن به اوايل دهه 1950 مربوط مي‌شود، البته بين سال‌هاي 1959 و 1980 دوبار نوسازي شده است. خطاي اين موشك 2 تا 4 كيلومتر و حداكثر برد آن دو هزار كيلومتر است و معنايش اين است كه فقط با يك كلاهك اتمي يا يك سلاح بيولوژيكي نزديك به مرگباري سلاح‌هاي هسته‌اي كارايي دارد. در عين حال فناوري كلي موشك SS-4 نسبتا ساده و نزديك به 1400 كيلوگرم وزن دارد.

موشک SS-4 در رژهء میدان سرخ مسکو

اين موشك يكي از معدود طراحي‌هاي موشكي كشوري با فناوري محدود است كه اميد داشت آن را به مرحله توليد انبوه برساند. وزن و برد اين موشك ايران را قادر مي‌سازد كلاهك نسبتا پيچيده هسته‌اي يا بيولوژيكي را بر روي آن نصب كند. در نتيجه نوع مدرن شده موشك SS-4 مي‌تواند طرحي خوب براي يك كشور در حال توسعه باشد. همچنين گزارش شده كه ايران يك موشك بالستيك دريايي را در سال 1998 مورد آزمايش قرار داده است.

برخي منابع خاطرنشان كرده‌اند كه صنايع نظامي روسيه قراردادهايي با ايران جهت كمك به اين كشور در رابطه با توليد سوخت مايع موشك، ساخت تونل‌هاي ويژة انبار موشك، توليد موشك‌هاي نمونه و توسعه نرم‌افزارهاي كامپيوتري تخصصي امضا نموده است. براي مثال اين گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه مؤسسة روسي «آيروهدروديناميک مرکزي» در حال همكاري با سازمان صنايع نظامي ايران و گروه صنعتي شهيد همت است. گزارش‌ها حكايت مي‌كنند كه شركت دولتي روسيه به نام «روسووروژنيه» كه در خصوص همكاري در زمينه صادرات و واردات تسليحات و تجهيزات و اطلاعات نظامي فعاليت دارد، در معاملات با گروه صنعتي شهيد همت مشاركت دارند. همچنين گفته مي‌شود اين معاملات شامل تجهيزات ليزري تخصصي، آينه‌هاي تخصصي، مواد سربي تنگستن و فولاد تحت فشار براي توليد و توسعه موشك مي‌شوند. اين اقلام كمك‌ عمده‌اي به ايران مي‌دهند تا به توسعه انواع موشك‌هاي دوربرد اسکاد B و اسکاد C و نيز موشك‌هاي دقيق‌تر كه مشابه موشك No Dong هستند بپردازد.
به‌هرحال يك سكو مانند موشك CS - 802 مي‌تواند اطلاعات طراحي كافي براي توسعه‌ يك موشك‌ كروز با برد طولاني‌تر جهت اهداف ديگر را ارائه دهد و خليج‏فارس منطقة نسبتاً كوچكي است كه اكثر مناطق حاشيه‌اي و تأسيسات حساس آن نزديك ساحل قرار دارد. هواپيما يا كشتي‌ها مي‌توانند موشك‌هاي كروز حامل كلاهك‌هاي شيميايي و بيولوژيكي را از خارج محيط دفاعي معمولي كشورهاي خليج شليك كنند و ايران حداقل مي‌تواند موشك‌هاي ضد كشتي خود براي حمله به كشتي‌هاي نفت‌كش را جايگزين سلاح‌هاي شيميايي كند. اين كشتي‌هاي نفت‌كش بسيار بزرگند و چنانچه مورد هدف موشك‌هاي معمولي ضد كشتي قرار گيرند، حادثه بسيار مرگباري پيش خواهد آمد.

ساخت كامل يك موشك كروز بسيار سخت خواهد بود. ايران براي ساخت چنين موشكي بايد به تركيب CBW و كلاهك‌هاي خوشه‌اي دسترسي داشته باشد. به‌هر‌حال سيستم‌هاي دريانوردي و موتورهاي جت هنوز يك مشكل بالقوه هستند. سيستم‌هاي دريانوردي پيچيده كنوني مي‌تواند موجب حداقل چند كيلومتر اشتباه در برد موشك‌هاي با برد هزار كيلومتر شود و خطراتي براي هدايت موشك به‌ وجود آورد و احتمالا دو سوم از موشك‌هاي شليك شده با اين عوارض مواجه خواهند شد. اينك فناوري تجاري براي سيستم متفاوت جهاني استقرار موشك با دقت هدايتي 2 تا 5 متر در دسترس قرار مي‌گيرد.


موتورهاي توربين گازي با كاربرد دو‌گانه اينك در بازار تجارت وجود دارد كه ايران از آنها براي استفاده در موشك كروز بهره مي‌گيرد. البته يافتن موتوري با توربين قابل اعتماد و كارآ جهت يك كاربرد، در يك طرح ويژه موشكي ممكن است دشوار باشد. يك موتور فوق‌العاده كارآمد مي‌تواند قابل استفاده‌ در يك وسيله پرواري باشد. اما در خصوص توانايي براي طراحي و توليد چنين موتوري ترديد وجود دارد، البته بيش ‌از 20 كشور داراي مهارت طراحي و توليد مورد نياز براي چنين موتورهايي هستند.

ممكن است، مونتاژ وسيله‌ پروازي، موتور و كلاهك با يكديگر و‌ آزمايش آن اقدامي مشكل و فراتر از توانايي و مهارت ايران باشد، اما مونتاژ و آزمايش يك موشك كروز در مقايسه با يك موشك بالستيك دوربرد آسان‌تر است. ديگر اينكه چنين پيشرفت‌هايي در مقايسه با توسعه يك سيستم بالستيك بسيار كمتر قابل بازرسي خواهد بود.

ايران توانست از بسياري مشكلات موجود براي توسعه موشك كروز خودش عبور كند. اين عبور از طريق تغيير در موشك HY- Seer er و تبديل آن به يك سلاح حمله زميني و ايجاد بيش‌ از 80 كيلومتر افزايش در برد آن، يا از طريق تغيير در موشك ضد كشتي CS-80 یا (Ylng Jai-1) و ارتقاي توانايي‌هاي آن انجام شد. گزارش‌هاي وجود دارد كه نشان مي‌دهد سپاه پاسداران مشغول انجام اين تغييرات در مركزي نزديك به بندرعباس است.

موشک ضدکشتی چینی «کرم ابریشم» اکنون به صورت انبوه در ایران تولید می گردد :

برخي متخصصان آمريكايي معتقدند كه ايران در سال 1997، موتورهاي موشكي قوي‌تري را مورد آزمايش قرار داده كه براي نصب در يك موشك با برد 1500 كيلومتر مناسب هستند. همه متخصصان آمريكايي واقعا معتقدند كه ايران سريعا در حال رسيدن به توانايي توليد موشك‌هايي با برد بيشتري از موشك «اسکاد «B است.دقيقا مشخص نيست كه ايران چه زماني خواهد توانست برنامه‌هاي موشكي خود را به آخرين مرحله توسعه برساند! مقدار كاملي از شليك مناسب موشك‌هاي آزمايشي را انجام و كلاهك‌هاي مرگ‌بار را توسعه دهد و بالاخره اينكه موشك‌هاي واقعي را مستقر كند. انجام بسياري از اين اقدامات بستگي به ميزان دريافت كمك‌هاي خارجي دارد.

آقاي ايتن بن الايهو، فرمانده نيروي هوايي اسراييل در 4 آوريل 1997 گزارش داد كه ايران موشكي كه توانايي هدف قرار دادن اسراييل را دارد آزمايش كرده است. شواهد گزارش وي اين بود كه روسيه در حال كمك به ايران براي توسعه دو موشك با بردهاي 620 و 780 مايل بوده است.
گزارش‌ها توجيهي كه توسط سازمان اطلاعات اسراييل (موساد) در سپتامبر 1997 عرضه شده است، نشان مي‌دهد كه روسيه در حال كمك به ايران در زمينه توسعه چهار نوع موشك بوده است. سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) گزارش مي‌دهد كه چين نيز در رابطه با چهار موشك مزبور كمك‌هايي به ايران عرضه كرده است.چهار موشك مزبور موشك‌هاي شهاب هستند كه كارآيي آنها مشابه موشك‌هاي معرفي شده قبلي ايران است كه با اقتباس از طرح‌هاي كره شمالي تهيه شده‌اند.گزارش‌ها اسراييل نشان مي‌دهد كه موشك «شهاب 3»، سوخت مايع دارد و برد آن بين 1200 تا 1500 كيلومتر است و مي‌تواند 700 كيلوگرم مواد را حمل كند.اسراييل مدعي است كه موشك شهاب از اوايل 1999 آماده استفاده شدن خواهد بود.ايران موشك «شهاب 3» را در 21 جولاي 1998 آزمايش و ادعا كرد كه اين موشك، اقدام دفاعي در برابر تهديدات اسراييل است.

اين موشك طي 100 ثانيه، 620 مايل مسافت را طي نمود و بعد منفجر شد. منابع اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) نتوانستند مشخص كنند كه اين انفجار عمدي بوده يا نه، اما اشاره كردند كه سيستم نهايي اين موشك بستگي به ميزان موادي كه حمل خواهد كرد، ممكن است حداكثر 1240 كيلومتر برد داشته باشد. آزمايش‌ها نشان داد كه اين موشك سيستم سوخت مايع دارد. رييس نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طي يك گزارش علني در 2 آگوست 1998 اعلام كرد كه موشك «شهاب 3»، يك موشك بالستيك با 53 فوت طول است كه 4300 متر در ساعت سرعت دارد و ارتفاع پرواز 82 هزار فوت است اين موشك مي‌تواند كلاهك يك تني را حمل كند. وي مدعي شد اين موشك با يك سيستم هوايي ساخت ايران كه دقت بسياري دارد هدايت مي‌شود. او افزود كه آزمايش نهايي هر سلاحي در ميدان جنگ واقعي مشخص مي‌شود اما موشك «شهاب 3» با توجه به كلاهك و حجم آن سلاح بسيار دقيقي است.

ديگر منابع ايراني گزارش دادند كه موشك «شهاب 3»، هشتصد مايل برد دارد. خاتمي در اول آگوست 1998 گفت كه ايران مصمم است، تقويت نيروهاي مسلح خود را صرف‌نظر از نگراني‌هاي بين‌المللي ادامه دهد. وي افزود كه ايران براي تقويت توان دفاعي خود از هيچ كس اجازه نمي‌گيرد. آقاي مارتين اينديک، معاون امور خاور نزديك در وزارت خارجه آمريكا در 28 جولاي گواهي داد كه آمريكا برآورد كرده كه هرچند سيستم موشك «شهاب 3»، نياز به تقويت بيشتر دارد ولي ممكن است بين سپتامبر 1998 و مارس 1999 براي انجام عمليات مقدماتي، مستقر و به كار گرفته شود.

ايران طي يك مانور نظامي در 25 سپتامبر 1998، موشك «شهاب 3» را كه بر پرتاب‌كننده آن سوار بود به نمايش گذاشت و يك مقام مسؤول در امور موشكي ايران گفت: «آمريكا هيچ كاري نمي‌تواند بكند و اسراييل از صحنه نقشه حذف خواهد شد». برخي گزارش‌ها حاكي از وجود موشك شهاب 3B است كه قدرت و برد بيشتري دارد. سيستم نهايي اين موشك كه به نظر مي‌رسد به موشك No Dong كه ساخت كره شمالي است و يا به موشك ساخت پاكستان به نام Ghauri يا Haff5 نزديك باشد. اين موشك براي اولين بار در آوريل 1998 آزمايش شد، لذا ساخت آن موجب شد، سؤالاتي در خصوص همكاري بين ايران ـ كره شمالي و پاكستان مطرح شود. كره شمالي در سپتامبر 1999 موشك Tapeo Dong را طي يك رژه نظامي به نمايش گذاشت و همچنين يك موشك با موتور راكت كه ويژگي‌هايش شبيه موشك «شهاب 3» بود را نيز نمايش داد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در سپتامبر 1999 موشك ديگري به نام «زلزال» را نمايش داد و بيان نمود كه اين موشك اينك به «توليد انبوه» رسيده است. گفته مي‌شود توسعه اين موشك 5/4 سال طول كشيده و موشك «زلزال 2» نيز از آن ساخته شده كه سپاه پاسداران قبلا آن را نمايش داده بود. برخي برآوردها نشان مي‌دهد كه اين موشك با داشتن يك كلاهك 500 كيلوگرمي 900 كيلومتر برد دارد. به هر حال اين موشك كه در تهران به نمايش گذاشته شد و بر روي يك كاميون مجهز به دستگاه پرتاب‌كننده سوار شده بود، به نظر مي‌رسد بين 150 تا 200 كيلومتر برد داشته باشد. گزارش‌هاي فزاينده‌اي وجود دارد كه نشان مي‌دهد، ايران ممكن است از فناوري‌هاي روسي براي توسعه موشك‌هاي دوربرد خودش كه با بردهاي 2000 تا 6250 كيلومتر استفاده كند.

منابع اطلاعاتي اسراييل و آمريكا گزارش داده‌اند كه ايران در حال توسعه موشك‌ «شهاب 4» با برد 2000 كيلومتر است و مي‌تواند تا حدود 2000 پوند مواد حمل كند و خطاي آن حدود 2400 متر است.

برخي از برآوردها نشان مي‌دهد كه سيستم اين موشك سال 2003 تا 2005 عملياتي خواهد شد. معاون وزارت خارجه در امور خاور نزديك در 28 جولاي 1998 گواهي داد كه آمريكا برآورد مي‌كند اين سيستم هنوز جهت تقويت موتورها و سيستم هدايتي خود نياز به كمك خارجي بيشتري دارد.

برخي گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه موشك «شهاب 4» بر اساس ويژگي ‌هاي موشك «SS-4» ساخت شوروي تهيه شده است. گزارش‌ها ديگر حاكي است كه موشك «شهاب 5» با برد بيشتر نيز وجود دارد كه بر اساس ويژگي‌هاي موشك Tapeo Dong يا SS-4 ساخته شده است. مي‌گويند اين موشك تا 4 هزار كيلومتر برد دارد و بيش از يك تن مواد را مي‌تواند حمل كند.

ايران ممكن است دو برنامه موشكي ديگر شامل سيستم‌هاي دوربردتر داشته باشد كه گزارش‌ها متعددي در خصوص حداكثر برد آن مطرح است بردهايي كه اين گزارش‌ها ذكر كرده‌اند، عبارتند از؛ 3650 كيلومتر،‏ 4500 تا 5000 كيلومتر‏، 6250 كيلومتر و ده‌هزار كيلومتر.

واضح به نظر مي‌رسد كه ايران موفق به دستيابي به جزييات فناوري و طراحي موشك روسي SS-4 شده است. موشك SS-4 (كه به موشك R-12 يا Sandal نيز معروف است)، يك موشك روسي قديمي با سوخت مايع است كه براي اولين بار در سال 1959 به خدمت گرفته شد و احتمالا به عنوان اجراي بخشي از پيمان IRBM نابود شده است. اين موشك بسيار بزرگ است و فناوري آن به اوايل دهه 1950 مربوط مي‌شود، البته بين سال‌هاي 1959 و 1980 دوبار نوسازي شده است. خطاي اين موشك 2 تا 4 كيلومتر و حداكثر برد آن دوهزار كيلومتر است و معنايش اين است كه فقط با يك كلاهك اتمي يا يك سلاح بيولوژيكي نزديك به مرگباري سلاح‌هاي هسته‌اي كارايي دارد.

در عين حال فناوري كلي موشك SS-4 نسبتا ساده و نزديك به 1400 كيلوگرم وزن دارد. اين موشك يكي از معدود طراحي‌هاي موشكي كشوري با فناوري محدود است كه اميد داشت آن را به مرحله توليد انبوه برساند. وزن و برد اين موشك ايران را قادر مي‌سازد كلاهك نسبتا پيچيده هسته‌اي يا بيولوژيكي را بر روي آن نصب كند. در نتيجه نوع مدرن شده موشك SS-4 مي‌تواند طرحي خوب براي يك كشور در حال توسعه باشد. همچنين گزارش شده كه ايران يك موشك بالستيك دريايي را در سال 1998 مورد آزمايش قرار داده است.

برخي منابع خاطرنشان كرده‌اند كه صنايع نظامي روسيه قراردادهايي با ايران جهت كمك به اين كشور در رابطه با توليد سوخت مايع موشك، ساخت تونل‌هاي ويژه انبار موشك، توليد موشك‌هاي نمونه و توسعه نرم‌افزارهاي رايانه‌اي تخصصي امضا نموده است. براي مثال اين گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه مؤسسه روسي «آيروهيدروديناميک مرکزي» در حال همكاري با سازمان صنايع نظامي ايران و گروه صنعتي شهيد همت است. گزارش‌ها حكايت مي‌كنند كه شركت دولتي روسيه به نام «روسووروژنيه» كه در خصوص همكاري در زمينه صادرات و واردات تسليحات و تجهيزات و اطلاعات نظامي فعاليت دارد، در معاملات با گروه صنعتي شهيد همت مشاركت دارند. همچنين گفته مي‌شود اين معاملات شامل تجهيزات ليزري تخصصي، آينه‌هاي تخصصي، مواد سربي تنگستن و فولاد تحت فشار براي توليد و توسعه موشك مي‌شوند. اين اقلام كمك‌ عمده‌اي به ايران مي‌دهند تا به توسعه انواع موشك‌هاي دوربرد «اسکاد «B و «اسکاد «C و نيز موشك‌هاي دقيق‌تر كه مشابه موشك No Dong هستند بپردازد.

مطبوعات اسراييلي در آگوست 1997 گزارش دادند كه اسراييل شواهدي دارد كه حاكي از دريافت كمك ايران از روسيه است. اسراييل در سپتامبر 1997 مصرانه از آمريكا خواست كه جهت وارد آوردن فشار بر ايران اقدام كند. اخبار درز كرده از منابع رسمي نيز نشان مي‌دهند كه شركت‌هاي خصوصي و دولتي روسيه «گيروسکوپس»، قطعات الكترونيكي، تونل‌هاي نگهداري موشك، سيستم‌هاي هدايتي و قطعات مورد نياز ديگر براي ساخت موشك به ايران داده‌اند.

رييس‌جمهور يلتسين و وزير خارجه روسيه در ابتدا گزارش‌ها فوق را شديدا تكذيب كردند. رييس‌جمهور يلتسين پس از ملاقات با معاون رييس‌جمهور آمريكا، آقاي گور در 26 سپتامبر 1997 گفت:‌ «ما متهم به عرضه فناوري‌هاي موشك بالستيك به ايران هستيم. من دوباره شديدا اين چنين شايعاتي را تكذيب مي‌كنم».

به هر حال روسيه موافقت كرد كه سفير آمريكا در مسكو آقاي وينسر و آقاي «يوري کوپتيو» رييس برنامه فضايي روسيه مشتركا ادعاهاي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) را بررسي و در خصوص مواردي كه روسيه به ايران فرستاده است يك گزارش مقدماتي تهيه كند. نظر يلتسين، رييس‌جمهور، روسيه بعد از ديدن اين گزارش تغيير كرد و متقاعد شد كه روسيه كمك‌هايي به ايران داده است.
اداره خدمات امنيتي روسيه در اول اكتبر 1997 و حدودا يك هفته پس از تكذيب آقاي يلتسين بيانيه‌اي صادر و ضمن آن اعلام كرد، ايران هيچ‌گونه فعاليتي براي تهيه قطعات موتورهاي راكت با سوخت مايع كه ساخت روسيه هستند، نداشته است.

شركت‌هاي روسي كه گفته مي‌شود به ايران كمك داده‌اند عبارتند از: موسسه روسي آيروهيدروديناميک مرکزي كه در ساخت يك تونل ويژه نگهداري موشك‌ها همكاري نموده است، «روسووروژنيه» كه عاملي عمده براي صدور تسليحات روسي است و Kutznetaov (نام سابق آن Npo Trud بوده) كه توليدكننده موتور راكت در شهر سامراست. همچنين يك مركز تحقيقات عمده در مسكو به نام دانشگاه صنعتي دولتي «باومن» كه در توليد هدايت راكت مشاركت داشته‏، موسسه تحقيقاتي «ايساگي» كه توليدكننده سيستم هدايت راكت است و بالاخره مركز تحقيقاتي Polyus در مسكو كه يك شركت عمده توليدكننده و آزمايش‌كننده تجهيزات ليزري است و دانشگاه دولتي «باومن» مشغول مطالعه مهندسي راكت هستند.

همچنين مشخص شده است كه روسيه فولاد بسيار قوي و ورقه‌هاي ويژه در رابطه با برنامه توليد موشك دوربرد در ايران به اين كشور فروخته است. مركز تحقيقات و توليدي روسيه به نام Inor طبق موافقتنامه‌اي كه در سپتامبر 1997 امضا كرد، به ايران يك كارخانه جهت توليد چهار نوع فلز تركيبي فروخت كه اين فلزات تركيبي، براي توليد موشك‌هاي دوربرد استفاده مي‌شوند. مدير يك كارخانه ايراني جهت فروش 620 كيلوگرم فلزات تركيبي ويژه موسوم به 21HKMT و كمك به ايران جهت آماده‌سازي فلزات مزبور براي كاربرد در بدنه موشك‌ها مذاكره كرد. ايران پيشتر 240 كيلوگرم فلزات تركيبي خريده بود. مركز فوق‌الذكر همچنين ورقه‌هاي فلزي موسوم به CUBE2 و 49K2F و 50N با قطر 2 تا 4 دهم ميلي‌متر جهت استفاده در بدنه خارجي موشك‌ها فروخته است. فلز تركيبي 21HKMT به طور ويژه‌اي جالب بود زيرا كره شمالي نيز از آن براي طرح‌هاي موشكي خود استفاده كرد.

مركز Inor براي معاملات با گروه صنعتي شهيد همت براي عرضه‌ فولاد تحت فشار جهت كاربرد در ساخت موشك، مواد تركيبي سرب تنگستن، تجهيزات ليزري و آينه‌هاي تخصصي جهت كاربرد در‌ آزمايش موشك‌ها دلالي كرده بود.

اقدامات فوق موجب بروز يكسري مشاجرات و بحث‌ها بين آمريكا و روسيه در ژانويه 1998 شد كه غالبا همراه با تنش بودند. آمريكا مجددا سفير خود فرانک ويسنر را به مسكو فرستاد و معاون رييس‌جمهور آمريكا، آقاي گور با نخست‌وزير روسيه آقاي ويكتور چرنومردين تماس گرفت كه ممكن است كنگره‌ تحريم‌هايي را وضع كند. آقاي سرگئي ياسترازموبسکي سخنگوي كاخ كرملين به ‌عنوان پاسخ اوليه اعلام كرد كه هيچ نوع فناوري به ايران منتقل نشده است.

اين تكذيب روسيه خيلي شديد بود و اعتبار زيادي داشت. روسيه قبلا دستگيري چهار ديپلمات ايراني در 14 نوامبر 1997 در رابطه با خريد فناوري موشكي را اعلام كرده بود. ايراني‌ها در جستجوي خريد فناوري اصلي موشكي و استخدام دانشمندان روسي براي فعاليت‌ در ايران بودند. آقاي يوري کوپتيو، رييس آژانس فضايي روسيه به‌ هرحال اين مطلب را توضيح داد و گفت: «چند مورد بود كه برخي سازمان‌هاي روسي به دليل وخامت و ياس‌آور بودن وضعيت خودشان به همكاري با برخي پروژه‌هاي مبهم اقدام كرده‌اند و با صدور فناوري‌ها از تعطيلي و توقف فعاليت‌هايشان ممانعت كرده‌اند.»

نتيجه نهايي گفت و گوهاي آمريكا و روسيه، امضاي موافقتنامه توسط گور و چرنومردين جهت تقويت كنترل‌هاي بر انتقال فناوري بود، اما اين موافقتنامه موجب رفع كامل مشكل موجود نشد. با توجه به سخنان آقاي کوتيو مشخص مي‌شود كه وضعيت در روسيه رو به بدتر شدن است، نه بهتر شدن، لذا به دليل يأس و ركود در سازمان‌ها و شركت‌هاي روسي، مشكل انتقال فناوري به خارج از روسيه همچنان وجود دارد.
آقاي چرنومردين، نخست وزير روسيه دوباره در ملاقات با آقاي گور در تاريخ 12 مارس 1988 قول داد، تلاش‌ها براي محدودسازي انتقال فناوري به ايران را تقويت كند. آمريكا 13 مورد از كمك‌هاي روسيه به ايران را در ملاقات مزبور به طرف روسي اطلاع داد و پيشنهاد كرد كه آمريكا در مقابل جلوگيري از انتقال فناوري به ايران، شركت‌هاي آمريكايي را تشويق خواهد كرد كه در زمينه پرتاب ماهواره‌هاي تجاري به فضا با روسيه همكاري كنند.

چند قاچاقچي ديگر در 9 آوريل 1998 دستگير شدند. اين قاچاقچيان تلاش مي‌كردند، 22 تن فولاد ويژه را از طريق آذربايجان، تحت پوشش چند شركت روسي به ايران بفرستند.

وزارت خارجه آمريكا در 16 آوريل 1998 اعلام كرد كه 20 آژانس و مركز تحقيقاتي روسيه، استحقاق دريافت كمك از آمريكا را ندارند زيرا در انتقال فناوري موشكي به ايران نقش داشته‌اند.

بررسي‌هايي كه آمريكا در خصوص اقدامات ايران براي پراكنده‌سازي، مخفي‌سازي و نيز تقويت برنامه‌هاي مرتبط با تهيه موشك‌هاي ضد كشتي و ديگر سيستم‌هاي موشكي انجام داده، نشان مي‌دهد كه ايران برنامه‌هايي موثر براي كاهش آسيب‌پذيري موشك‌هايش بعد از حملات هوايي محدود آمريكا انجام داده است و ديگر آنكه ايران پس از حملات محدود اسراييل عليه اهدافي در منطقه خليج، همچنان بتواند قدرت موشكي خود را حفظ كند.

ايران سيستم‌هاي موشكي كوتاه برد دارد:

ايران در سال 1990 موشك‌هاي سطح به سطح به نام CSS - 8 كه نوع متحول شده از موشك SA - 2 بود و برد آن بين 130 تا 150 كيلومتر است، را از چين خريد.

ايران همچنين موشك‌هاي كروز ضد كشتي را كه در دريا و زمين مستقر مي‌شوند دارد. اين كشور ده موشك از اين نوع را در خلال جنگ ايران و عراق به سوي كويت شليك كرد كه يك كشتي تانكر نفتي تحت پرچم آمريكا را نيز مورد اصابت قرار داد.

ايران بسياري از فناوري‌هاي ضروري براي ساخت سيستم‌هاي موشكي كروز دوربرد را از چين دريافت كرده است:

هزينه تهيه چنين موشك‌هايي فقط 10 تا 25 درصد در قيمت نوع آمريكايي آن است و هزينه تهيه موشك‌هاي بالستيك با برد مشابه نيز همين مقدار است. موشك‌هاي HY - 2 و CS - 802 مي‌توانند با تغييري نسبتا سريع، براي حمله‌هاي زميني عليه اهداف موردنظر به كار گرفته شوند.
ايران در دسامبر 1995 گزارش داد كه يك موشك ضد كشتي ساخت داخلي موسوم به صاعقه 4 را، در مانورهايي كه در تنگه هرمز و درياي عمان انجام داد، مورد استفاده قرار داده است. گزارش‌ها ديگر نشان مي‌دهند كه چين براي ساخت موشك‌هايي نظير موشك‌هاي كروز ضد كشتي ساخت چين به نام‌هاي CS - 802 / CS - 801 و FL - 2 و F - 7 به ايران كمك مي‌كند. اين موشك‌هاي برد نسبتا محدودي دارند. برد موشك CS - 801 8 تا 40 كيلومتر، برد موشك CS - 802 15 تا 25 كيلومتر و حداكثر برد موشك F - 730 كيلومتر و حداكثر برد موشك F L - 10 50 كيلومتر است. حتي موشك‌هايي با برد 120 كيلومتري كه در ساحل ايران در خليج مستقر شده باشند، مي‌توانند اهداف در جنوب خليج را تحت پوشش و در تيررس خود قرار دهند. همچنين اين موشك‌ها داراي كلاهك‌هاي نسبتا كوچك با قدرت انفجاري بالايي هستند. در نتيجه ايران به‌جاي به‌كارگيري سلاح‌‌هاي مخرب و نابودسازي جمعي در سكو‌ها، بسيار مناسب مي‌داند كه به‌دنبال كسب توانايي‌هاي ضد كشتي باشد.
به‌هرحال يك سكو مانند موشك CS - 802 مي‌تواند اطلاعات طراحي كافي براي توسعه‌ يك موشك‌ كروز با برد طولاني‌تر جهت اهداف ديگر را ارايه دهد و خليج منطقه نسبتا كوچكي است كه اكثر مناطق حاشيه‌اي و تاسيسات حساس آن نزديك ساحل قرار دارد. هواپيما يا كشتي‌ها مي‌توانند موشك‌هاي كروز حامل كلاهك‌هاي شيميايي و بيولوژيكي را از خارج محيط دفاعي معمولي كشورهاي خليج شليك كنند و ايران حداقل مي‌تواند موشك‌هاي ضد كشتي خود براي حمله به كشتي‌هاي نفت‌كش را جايگزين سلاح‌هاي شيميايي كند. اين كشتي‌هاي نفت‌كش بسيار بزرگند و چنانچه مورد هدف موشك‌هاي معمولي ضد كشتي قرار گيرند، حادثه بسيار مرگباري پيش خواهد آمد.

ساخت كامل يك موشك كروز بسيار سخت خواهد بود. ايران براي ساخت چنين موشكي بايد به تركيب CBW و كلاهك‌هاي خوشه‌اي دسترسي داشته باشد. به‌هر‌حال سيستم‌هاي دريانوردي و موتورهاي جت هنوز يك مشكل بالقوه هستند. سيستم‌هاي دريانوردي پيچيده كنوني مي‌تواند موجب حداقل چند كيلومتر اشتباه در برد موشك‌هاي با برد هزار كيلومتر شود و خطراتي براي هدايت موشك به‌ وجود آورد و احتمالا دو سوم از موشك‌هاي شليك شده با اين عوارض مواجه خواهند شد. اينك فناوري تجاري براي سيستم متفاوت جهاني استقرار موشك با دقت هدايتي 2 تا 5 متر در دسترس قرار مي‌گيرد.

موتورهاي توربين گازي با كاربرد دو‌گانه اينك در بازار تجارت وجود دارد كه ايران از آنها براي استفاده در موشك كروز بهره مي‌گيرد. البته يافتن موتوري با توربين قابل اعتماد و كارآ جهت يك كاربرد، در يك طرح ويژه موشكي ممكن است دشوار باشد. يك موتور فوق‌العاده كارآمد مي‌تواند

قابل استفاده‌ در يك وسيله پرواري باشد. اما در خصوص توانايي براي طراحي و توليد چنين موتوري ترديد وجود دارد، البته بيش ‌از 20 كشور داراي مهارت طراحي و توليد مورد نياز براي چنين موتورهايي هستند.

ممكن است، مونتاژ وسيله‌ پروازي، موتور و كلاهك با يكديگر و‌ آزمايش آن اقدامي مشكل و فراتر از توانايي و مهارت ايران باشد، اما مونتاژ و آزمايش يك موشك كروز در مقايسه با يك موشك بالستيك دوربرد آسان‌تر است. ديگر اينكه چنين پيشرفت‌هايي در مقايسه با توسعه يك سيستم بالستيك بسيار كمتر قابل بازرسي خواهد بود.

ايران توانست از بسياري مشكلات موجود براي توسعه موشك كروز خودش عبور كند. اين عبور از طريق تغيير در موشك HY- Seer er و تبديل آن به يك سلاح حمله زميني و ايجاد بيش‌ از 80 كيلومتر افزايش در برد آن، يا از طريق تغيير در موشك ضد كشتي CS-80Ylng Jai-1 و ارتقاي توانايي‌هاي آن انجام شد. گزارش‌هاي وجود دارد كه نشان مي‌دهد سپاه پاسداران مشغول انجام اين تغييرات در مركزي نزديك به بندرعباس است.

جنگنده‌هاي ضربتي دوربرد SU-24 با ميزان توانايي كه براي حمل دارند، تقريبا مشابه جنگنده F-111 ساخت آمريكاست و از بمب‌افكن‌هاي ميان برد ساخت شوروي بهتر هستند.

جنگده‌هاي بمب‌افكن F-4D/E، توانايي حمل سلاح‌هاي زيادي دارند. ايران توانايي تغيير دادن موشك‌هاي كرم ابريشم HY-2 و موشك‌هاي سطح به هوا SA-2 و تبديل آنها به سلاح‌هاي نابودي جمعي را داشته و حتي چند راكت دوربرد را در داخل توليد كرده است.

- راكت ايران 130 يا نازعات، بعد از پايان جنگ ايران و عراق توليد شد. جزييات كامل اين سيستم نامشخص است، اما به ‌نظر مي‌رسد، از قطعات موجود در بازار تجارت، با سوخت جامد و يك سيستم هدايتي ساده راكتي مونتاژشده كه برد آن 90 تا 120 كيلومتر است. قطر اين راكت 355 ميلي‌متر است، ولي ارتفاع آن فقط 87/3 متر و وزن آن فقط 580 كيلوگرم است. اين راكت مشخصا مي‌تواند به سه كلاهك مجهز شود، 1. كلاهك 180 كيلوگرمي با قدرت انفجاري بالا 2. كلاهك استفاده‌كننده از مهمات فرعي با قدرت انفجاري بالا 3. كلاهك مجهز به سلاح‌هاي شيميايي.

- راكت ايراني عقاب با 40 كيلومتر برد

- راكت SSM با 125 مايل برد احتمالا در مسير توليد قرار دارد و ممكن است نوع تغيير يافته FROG باشد.

تعداد زيادي از پرتاب ‌كننده‌هاي چند راكت به‌طور همزمان و لوله توپ كوتاه برد براي استفاده در سلاح‌هاي شيميايي در ايران وجود دارد.
سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) در ژانويه 1999 گزارش داد كه منابع روسي و چيني، عرضه فناوري و كالاهاي مرتبط با موشك به ايران را ادامه مي‌دهند. تهران اينك از اين كالاها و فناوري‌ها براي دستيابي به خودكفايي در توليد موشك‌هاي MRBM استفاده مي‌كند. پرواز آزمايش موشك شهاب 3 MRBM در جولاي موفقيت ايران جهت دستيابي به هدفش را نشان داد. ايران قبلا با همكاري كره شمالي موشك Scud SRBM را توليد مي‌كرد و اينك توليد موشك شهاب 3 را آغاز كرده است. نكته ديگر اينكه وزير دفاع ايران به‌طور علني، توسعه موشك بالستيك شهاب 4 را اعلام نموده و گفت كه در مقايسه با موشك شهاب 3، برد بيشتري دارد و مي‌تواند مواد بيشتري را ‌حمل كند.
ايران با دريافت فناوري و مواد ذيربط از شركت‌هاي روسي توانست، توسعه موشك شهاب 3 MRBM را سرعت دهد لذا اولين پرواز آزمايشي آن در جولاي 1998 انجام شد.

گزارش سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) در خصوص گسترش سلاح‌هاي موشكي ايران در سپتامبر 1999 برآورد كرد كه ايران دومين كشور دشمن آمريكا است كه با كسب بيشترين توانايي براي آزمايش ICBM قادر خواهد بود، طي 15 سال آينده آمريكا را هدف قرار دهد.
ايران ICMB را كه مي‌تواند چندصد كيلوگرم مواد را در بسياري از بخش‌هاي آمريكا در نيمه دوم دهه آينده پخش كند را آزمايش كرد كه از فناوري و كمك روس‌ها در آن استفاده نمود.

ايران موفق شد امور موشك Taepo Dong - Type ICBM را دنبال كند. بسياري از تحليلگران معتقدند ايران طي چند سال آينده مي‌تواند با كمك احتمالي كره شمالي موشك سه مرحله‌اي ICBM كه الگويي از موشك SLV 1 Taepo Dong - است و يا يك موشك سه مرحله‌اي به‌نام 2 - Type ICBM Dong - Taepo را مورد آزمايش قرار دهد.

ايران به احتمال زياد به زودي موشك SLV را آزمايش خواهد كرد. اين موشك مي‌تواند بعد از توسعه يافتن به موشك ICBM با توانايي حمل چند كيلوگرم مواد به آمريكا تبديل شود.

| (نظر بدهید.) | 5:07 PM  سه شنبه، 8 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 گزارشی از دفاع هوایی ایران

نیروی هوایی شاه بیش از 450 جنگندهء پیشرفته نظامی داشت که سرآمد آنها جنگنده اف14 تامکت و حدود 5000 خلبان بسیار ماهر بود. در آن زمان، شاه ایران، با خریدهای سنگین نظامی، اهدافی فراتر از منطقهء پرآشوب خاورمیانه را جستجو می کرد. نیروهای نظامی ایران، قرار بود به هنگام حملهء اتحاد شوروی، دوشادوش نیروهای ناتو در مقابل نفوذ کمونیسم پایداری کنند. طبق برنامه ریزی انجام شده، نیروی هوایی ایران تا پایان سال ۱۳۶۲ شمسی، به استعداد حدود ۱۰۰۰ فروند هواپیما دست می یافت. بدین ترتیب رژیم بعث عراقی که از دشمنان دیرین ایران بود، جرات تجاوز به ایران پیدا نمی کرد. ایران با داشتن چنین توانی، ژاندارم منطقهء خلیج فارس به شمار می رفت و به راحتی می توانست حکام یاغی منطقه را سرکوب کند.

در سال 1979 (1357 خورشیدی) تعداد پرستل نیروی هوایی بالغ بر 100 هزار نفر بود که از نظر تعداد نفرات، مهارت و کارآزمودگی و استفاده از تکنولوژی روز، جزء سه نیروی هوایی برتر در جهان (پس از ایالات متحده آمریکا و روسیه) محسوب می شد.



درهمین زمینه علاقمندان ببینند:  رژه گارد همیشه جاویدان شاهنشاهی

اطلاعات موثق از قابلیتهای این نیرو در دوران پس از انقلاب به سختی بدست آمده است هر چند که به نظر می رسد در سال 1987 (1366) تعداد قابل توجهی از هواپیماهای این نیرو به دلیل نبود قطعات یدکی، زمین گیر شده بودند.
امروزه در مجموع تعداد 14 پایگاه هوایی فعال هستند: اهواز، بندرعباس، بوشهر، چابهار، دزفول، دوشان تپه (تهران)، قلعه مرغی (تهران)، همدان، اصفهان، مشهد، مهرآباد (تهران)، شیراز، تبریز و زاهدان. جنگنده های ساخت روسیه در همه جای ایران یافت می شوند و ماموریتهای مختلفی مانند حمله به اهداف زمینی، ماموریتهای آموزشی و رهگیری انجام می دهند.
بندرعباس، بوشهر، دزفول، همدان، تبریز و مهرآباد مراکز اسکادرانهای بمب افکن هستند. شیراز سرفرماندهی اسکادران شکاری را دارد. همچنین ماموریتهای آموزشی از پایگاههای مهرآباد، دوشان تپه و اصفهان انجام می شود. شیراز همچنین محل اصلی اسکادرانهای ترابری نیروی هوایی نیز می باشد.
قبل از وقوع انقلاب 1979، نیروی هوایی (ایران) از 15 اسکادران جنگنده و جنگنده - بمب افکن با قابلیتهای شناسایی تشکیل شده بود. ضمن اینکه یک اسکادران از هواپیماهای سوخت رسان (تانکر) جهت عملیات پشتیباتی وجود داشت.
در سال 1986 (1365) به دلیل ترک خدمت پرسنل (در زمان انقلاب) و کمبود قطعات یدکی (به دلیل تخریم) تعداد اسکادرانهای شکاری، شکاری - بمب افکن به هشت اسکادران و شناسایی به یک اسکادران کاهش یافته بود. این تعداد نیرو به وسیله ی دو تانکر سوخت رسان و 5 اسکادران سبک ترابری پشتیبانی می شدند. همچنین تعداد 76 فروند هلیکوپتر و 5 اسکادران از موشکهای زمین به هوا (سام) این نیرو را تکمیل می کردند.
سرفرماهدهی نیرو در پایگاه هوایی دوشان تپه (نزدیک تهران) واقع شده بود. پایگاه هوایی بزرگ تهران (مهرآباد) بزرگترین فرودگاه غیرنظامی ایران بود. سایر پایگاههای هوایی عملیاتی عبارت بودند از: تبریز، بندرعباس، همدان (پایگاه هوایی شاهرخی)، دزفول (پایگاه هوایی وحدتی)، شیراز و بوشهر. همچنین از سال 1980 (1359) پایگاههای هوایی اهواز، اصفهان (پایگاه هوایی خاتمی) و بندر بهشتی (؟) عملیاتی شده بودند.
در دهه ی 1970، ایران هواپیماهای بسیار پیشرفته ای را خریداری کرد. در آن زمان ایران دارای 77 فروند F-14A به اضافه ی 166 فروند جنگنده ی F-5 و 190 فروند شکاری – بمب افکن F-4 بود که به ایران توان بالقوه و قدرتمندی را جهت دفاع می دادند. در اواخر دوران سلطنت، شاه فقید ایران سفارش تعداد زیادی جنگنده ی F-16 و F-18 به همراه شراکت در تولید آنها را به ایالات متحده داده بود. ولی پس از انقلاب، قراردادهای نظامی منعقد شده، فسخ گردیدند.

سیستم دفاع هوایی هاوک

در بدو تشکیل نیروی هوایی، این نیرو وظیفه ی دفاع هوایی را بر عهده داشت. سیستم های پیش اخطار ابتدا تحت لوای پیمان سنتو به وجود آمدند. این نیرو در دهه ی 1970 با تجهیزات پیشرفته شبکه ی رادار مجهز شد. در اواخر سال 1977 (1356) به منظور تکمیل سیستم راداری و ایجاد پوشش بر روی خلیج فارس، ایالات متحده با فروش هفت فروند بوئینگ 707 پیش اخطار هوایی (آواکس) به ایران موافقت کرد. با وقوع انقلاب، ایالات متخده فروش آواکس ها را منتفی اعلام کرد زیرا از بابت لو رفتن تکنولوژی پیشرفته ی آنها احساس خطر می کرد.
سخن آخر اینکه نیروی هوایی (ایران) در اواسط دهه ی 1980 سه گردان موشک انداز سام (زمین به هوا مانند سام6 و سام2) و هشت گردان موشک انداز هاوک خود را (کل پروژه شامل 1800 فروند موشک) بهینه سازی نمود. این بهینه سازی منجر به ایجاد پنج اسکادران جدید شامل موشکهای زمین به هوای رپیر و تایگر گردید. توانایی این بهینه سازی به دلیل فروش قطعات پیشرفته در سالهای 1985 و 1986 از سوی واشینگتن به ایران ناشی شده است. (این ماجرا سرانجام به دلیل برخی سوء استفاده های گروههای داخلی در ایران افشا شد در جریان این معاملات پنهان، ایالات متحده سعی کرد به نحوی با فروش سلاح و قطعات هواپیماهای جنگنده به ایران نزدیک شود)
بزرگترین مرکز تعمیر و نگهداری هواپیماهای نیروی هوایی ایران در پایگاه هوایی مهرآباد واقع است. این مرکز به نام شرکت صنایع هواپیمایی ایران (IACI) شناخته می شود و در صورت تامین قطعات یدکی مورد نیاز، تعمیرات سنگین انواع هواپیماهای نظامی، در این مرکز انجام می شود.
زمانی که در سال 1980 عراق به ایران حمله کرد، اف14 های ایران که به موشکهای دوربرد فونیکس مجهز بودند و می توانستند 6 هدف را در فاصله ی 80 کیلومتری همزمان مورد هدف قرار دهند، ضربات جبران ناپذیری بر نیروی هوایی عراق وارد کردند، به طوری که عراق برای حفظ توان نیروی هوایی اش، قسمت عمده ای از هواپیماهایش را به نزدیکی مرز اردن منتقل کرد. (مجموعه پایگاههای الولید موسوم به H3)
توانایی جنگنده های اف4 و اف14 با استفاده از سوختگیری هوایی از طریق تانکرهای 707 که برد عملیاتی آنها را به حدود 2500 کیلومتر توسعه می داد، بسیار افزایش یافته بود.
اف14 های ایرانی در نقش یک آواکس کوچک انجام وظیفه می کردند. آنها عملیات جنگنده های عراقی را با رادارهای بسیار قدرتمند خود به فرماندهان دفاعی ایران گزارش می کردند. به همین دلیل جنگنده های میراژ اف1 عراقی (F1-EQ) در وضعیت ارتفاع پائین و با سرعت زیاد پرواز می کردند زیرا اف14 ها در رهگیری ارتفاع پائین محدودیت داشتند. بدین روش چندین جنگنده ی اف14 ساقط شدند.
(بنابر اعلام منابع نظامی خارجی، تعداد 13 فروند اف14 از سال 1977 در ایران ساقط شده است که از این تعداد دو فروند در قبل از انقلاب، 4 فروند در جریان جنگ با عراق و مابقی بر اثر نقص فنی یا شلیک اشتباهی پدافند ایران بوده است)
پدافند هوایی ایران در زمان جنگ مبتنی بر استفاده از موشکهای زمین به هوای HAWK استوار بود که به طور عمده برای دفاع از تاسیسات حساس نظامی مورد استفاده قرار می گرفتند. استراتژی دفاع هوایی ایران نیز مبتنی بود بر استفاده از جنگنده های شکاری رهگیر نظیر اف14.
البته ایران به علت برخی مشکلات در تهیه ی قطعات و ملزومات موشکها و لانچرهای هاوک، هیچگاه نتوانست استفاده ی موثری از این موشکهادر جریان جنگ ببرد و نتوانست دفاع محکمی در برابر تاسیسات کلیدی صدور نفت در جنوب کشور ایجاد کند. هرچند با همین توان محدود تعداد قابل توجهی از جنگنده های عراقی توسط موشکهای هاوک سرنگون شدند.
در سال 1987 (1367) به دلیل کمبود شدید قطعات یدکی، حدس زده می شد که تنها 35 فروند از 190 فروند اف4 فانتوم در خدمت بوده باشند. در آن سال یک اف4 پایگاه بوشهر (برای کمک به جنگنده های عراقی جهت حمله به تاسیسات نفتی خارک) توسط اف15 های عربستان سعودی سرنگون شد.
همچنین تعداد اف5 های عملیاتی نیز از 166 فروند به 45 فروند کاهش یافته بود. در آن سال از 77 فروند اف14 نیز تنها 10 فروند عملیاتی باقی مانده بودند. در آن سالها تهیه قطعات و تعمیر و نگهداری جنگنده ها آسیب بسیاری دیده بود که دلیل آن هم تحریم فروش قطعات از طرف ایالات متحده به ایران بود.
چین و کره ی شمالی به واسطه ی سیاست مستقل خود در فروش ادوات نظامی، تنها کشورهایی بودند که این تجهیزات را به ایران می فروختند. در سال 1987 (1367) گزارش های تایید نشده ای درج شد مبنی بر اینکه ایران سفارش خرید جنگنده ی F-6 (همان MiG-19SF) را به چین ارائه داده است و خلبانان ایرانی در کره ی شمالی آموزش های لازم را می بینند.
اسکادران هواپیماهای شکاری - رهگیر ایران سعی می کرد با همان امکانات بسیار محدود خود، وظایف خود را به انجام برساند. در جریان یک در پرواز نمایشی سال 1987 تعداد 34 جنگنده اف14 به پرواز درآمدند هرچند که حدس زده می شد تنها هشت فروند آنها عملیاتی بوده باشند. همچنین حدس زده می شد که تعداد 5 فروند تامکت نیز به نقشی غیرعملیاتی تغییر یافته باشند. هرچند معلوم نبود که این 5 فروند در اسکادران عملیاتی 10 فروندی حضور دارند یا خیر.
هرچند تکنیک های فنی جنگنده های شکاری غربی که در اختیار ایران قرار داده شده است، اغلب ناممکن است که از منابع غیرغربی بدست آمده باشد چرا که این چنین توانسته بود اسکادرانهای شکاری ایران را با قابلیتهای جدید به نمایش بگذارد.

جنگندهء آموزشی پیلاتوس

تنها خرید مهم نظامی ایران، تحویل 46 فروند جنگنده ی آموزشی پیلاتوس یا PC-7 از سوئیس بود. همچنین ایران درخواستی را برای خرید سه فروند هواپیمای باری C-1 ساخت کاواساکی و یک رادار سه بعدی دفاع هوایی از ژاپن ارائه داد که تحویل این محموله ها تا سال 1987 محقق نشده بود. همچنین گزارشهایی وجود داشت که نشان می داد ایران قصد خرید 30 فروند هلیکوپتر مدل 500D از آرژانتین را داشته است.

جنگنده های عراقی موجود در ایران
در اوایل سال 1991 و همزمان با شروع عملیات طوفان صحرا جهت پایان دادن به اشغال کویت، عراق 350 فروند هواپیمای پیشرفته نظیر میگهای 27 ، 29 ، 31 ، توپالف22 ، سوخوی24 ، 25 ، 27 ، میراژ اف1 و ایلوشین76 به ارزش 2 میلیارد دلار در اختیار داشت یا در حال ارائه سفارش برای خریدشان بود.
پس از آغاز جنگ، 115 فروند هواپیمای عراقی به ایران پرواز کردند، که البته جمع کل این هواپیماها چیزی بین 137 تا 149 فروند بود که از این تعداد، برخی در حین پرواز به ایران دچار حادثه شدند (شامل 15 فروند ایلوشین75 و تعداد از هواپیماهای مسافربری)
بر طبق ادعای یک مقام عراقی،
24 فروند میراژ اف1
4 فروند سوخوی 20
40 فروند سوخوی22
24 فروند سوخوی24
7 فروند سوخوی25
9 فروند میگ23
4 فروند میگ29
۲ هواپیمای پیش اخطار (آواکس های عدنان و القادسیه)

به ایران پرواز کردند.

یکی از میگهای21 عراقی موجود در ایران

بک فروند میگ۲۹ عراقی در رمپ پایگاه شکاری مهرآباد
 

میراژهای اف۱ عراقی در پایگاه هشتم شکاری مشهد
 

همچنین گزارش هایی مبنی بر وجود 20 فروند توپالف22 عراقی که پیشتر توسط صدام سفارش داده شده بودند در ایران تایید نشده است.

در سال 1993 گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه روسیه قطعات یدکی این هواپیماها را تامین کرده است که شامل تسلیحات مورد نیاز این جنگنده ها و دستورالعمل های تعمیر و نگهداری این جنگنده ها بود.
در سال 1993 گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه چین تعداد نامعلومی از جنگنده های میگ29 را از ایران در عوض فروش تکنولوزی هسته ای و موشکی از ایران خریداری کرده است. این دو کشور توافق کردند تا پایان سال 1992 این معامله را صورت دهند و ایران میگهای29 عراقی را تا پایان سال 1992 به چین تحویل دهد.
همچنین در جریان ملاقات مقامات بلندپایه ی ایرانی و عراقی در سال 1998، عراقی ها درخواست کردند که هواپیماهایشان بازپس گردانده شود.
ایرانی ها همواره استفاده از هواپیماهای عراقی را انکار کرده اند. هرچند اگر قرار باشد ایران برای همیشه این هواپیماها را روی زمین بلااستفاده نگه دارد، این هواپیماها از حالت عملیاتی خارج خواهند شد و ایرانی ها قادر نخواهند بود تا سیستم های موتوری و هیدرولیک این هواپیماها را به کار بیندازند.
البته گزارش های دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد ایران سوخو24 های عراقی را به ناوگان نیروی هوایی ارتش خود افزوده است. همچنین سوخوهای 20 و 22 نیز توسط نیروی هوایی سپاه پاسداران در حال آماده سازی برای پرواز عملیاتی هستند.
هر چند گمان می رود که سوخوهای 25 و میگهای23 و میراژهای اف1 به سرویس خدمتی درنیآمده اند. که این نیز به دلیل فرسوده و قدیمی بودن میگهای23 و تعداد اندک سوخوهای25 نیز می تواند باشد که برای ایران صرفه ی نظامی برای کاربری ایجاد نمی کنند.
هرچند گزارش های دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد ایران 24 فروند میراژ مدل F-1BQ را تعمیر و آماده سازی کرده و وارد خدمت نموده است. (این تعداد بنا بر گزارش هایی، در پایگاه هشتم شکاری در مشهد آماده پرواز می باشند که گزارش سقوط یک فروند میراژ در سال گذشته، گواهی بر این مدعاست)

دفاع هوایی ایران
در سال 1996 تعداد پرسنل دفاع هوایی ایران حدود 18000 نفر را شامل می شد. به طور سنتی، دفاع هوایی از پایگاههای هوایی، از آموزشهای انجام شده در ایالات متحده در قبل از انقلاب 1979 الگو گرفته شده است که بر پایه ی دفاع هوایی به وسیله ی سیستم های موشکی زمین به هوا است. اما ایران از راه اندازی یک شبکه ی دفاعی سراسری و متمرکز ناتوان است و تنها به دفاع نقطه ای از مناطق کلیدی با استفاده از سیستم های موشکی زمین به هوا تکیه دارد.
در اواسط دهه ی 1990 گزارش شد که ایران نمونه ی چینی موشکهای سام SA-2 را همراه با موشکهای SA-5 و SA-6 دریافت کرده است.
به نظر می رسد تمام سیستم های موجود HAWK برجای مانده تنها 30 واحد شلیک موشکهای هاوک اصلاح شده که شامل 12 گردان به استعداد 150 پرتابگر به همراه 45 تا 60 فروند موشک سام2 (SA-2) و HQ-2J/23 (همان موشک CSA-1 چینی که از روی موشک سام2 روسی کپی شده است) باشد. برخی منابع ادعا می کنند ایران 25 پرتابگر موشک SA-6 دارد، اما برخی منابع دیگر این موضوع را رد می کنند.
(این مطلب بسیار عجیب است زیرا در طول دهه ی دفاع مقدس در اقصا نقاط تهران و شهرهای بزرگ، لانچرها به همراه موشکهای SA-6 برای تماشای مردم نصب شده بودند، به نظر می رسد نویسندهء این گزارش از این موضوع اطلاعات صحیحی نداشته است)

نمایش پرتابگر و موشکهای سام۶ در میدان بهارستان تهران (مهر ۱۳۸۴)

گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد ایران در طول سالهای 1995 تا 1996 تعداد 8 پرتابگر موشکهای SA-6 از روسیه دریافت کرده است. در ژانویه 1996 ژنرال ارشد نیروی دریایی آمریکا (اسکات رید) اظهار داشت که ایران به تازگی موشکهای روسی SA-6 را به دفاع هوایی خود افزوده است. (این موشکهای با قابلیت هدایت تلویزیونی، کابوسی برای خلبانان هواپیماهایی به حساب می آیند که در ارتفاع پائین یا متوسط پرواز می کنند، همچنین با سام6 می توان موشکهای اسکاد و کروز را نیز هدف قرار داد)
در سال 1997 نیروی دفاع هوایی ایران سیستم پیشرفته ی S-200 (موسوم به الماس با SA-5 که در غرب به نام گامون Gammon شناخته می شود) را دریافت کرد. این موشک سام سیستمی است برای هدفگیری اهداف در ارتفاع بسیار پائین یا در ارتفاع بسیار بالا. این موشک شتاب حرکتی متوسطی دارد و برای مانورپذیری به بالچه های نصب شده بر رویش متکی است. از اینها گذشته سیستم هدایت راداری موشک SA-5 به وسیله ی تله های الکترونیکی موسوم به Decoy آسیب پذیر است. (لیبی در مجموع بیش از 100 فروند از این موشک را به سوی هواپیماهای شناسایی SR-71 آمریکایی شلیک کرد که هیچکدام اصابت نکردند) منابع نظامی در مورد تعداد موشکهای SA-5 توافق ندارند برخی تعداد 4 مجموعه پرتابگر را تایید می کنند و برخی دیگر تعداد 10 عدد را. برخی منابع دیگر گزارش می کنند که ایران سه مجموعه ی بسیار دوربرد ساخت روسیه از SA-5 را به همراه 10 تا 15 پرتابگر در اختیار دارد که در 6 سایت مهم مستقر شده اند.

سیستم دفاع هوایی S-200 یا سام-۵

گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد ایران قصد دارد موشکهای بسیار توانمند SA-10 (موسوم به S-300) را خریداری نماید. SA-10 یک موشک زمین به هوای بسیار قدرتمند و بردبلند است که می تواند به اهداف هوایی در هر ارتفاعی حمله ور شود. در ابتدای سال 1994 گزارش شد که ایران شش مجموعه ی پرتابگر SA-10 به همراه 96 فروند موشک از آن را به روسیه سفارش داده است. اما تا اواخر سال 2004 هیچ کدام از آنها هنوز تحویل نشده بودند.
در فوریه 1997 قرارداد 90 میلیون دلاری فروش تعداد 36 فروند موشک SA-10 ساخت مشترک کشورهای روسیه، کرواسی و قزاقستان فسخ شد.
در 30 دسامبر سال 2000 گزارشی در روسیه منتشر شد که نشان می داد ایران به اطلاع وزیر دفاع روسیه رسانده است که مایل است سیستم های ضدموشک S-300 را خریداری کند.

سیستم دفاع هوایی S-300 یا سام-۱۰

در ماه مارس 2001 گزارش شد که روسیه معامله ی فروش موشکهای پیشرفته با ایران را به دلیل نظر مخالف ایالات متحده فسخ کرده است. اما خبرگزاری ایتارتاس گزارشی را منتشر کرد که در آن درج شده یود روسیه قرارداد فروش موشکهای زمین به هوای Tor-M1 ، Tor-M1 T و S-300 را با ایران امضاء کرده است. پس از این گزارش بود که دیگر نشانه ای از علاقه ی ایرانیان به SA-10 عنوان نشد. امروزه اطلاعات دقیقی از ادوات دفاع هوایی ایران وجود ندارد.
مراکز مهمی که باید توسط موشکهای سام مورد حفاظت قرار گیرند شامل مرکزی هسته ای در داخل تهران (امیرآباد و مرکز تحقیقات نیرو: متن) و مراکز سلاح های شیمیایی و میکروبی است.
 ایران همچنین سیستم های دفاع هوایی SA-5 را در اقصا نقاط تهران، بنادر مهم و تاسیسات نفتی مستقر کرده است تا بتواند نقش دفاع هوایی بردبلند – برد متوسط و ارتفاع بالا را در مقابل تاسیسات حیاتی کنار ساحل (خلیج فارس) به انجام برساند.
همچنین گزارش شده است که ایران موشکهای SA-2 و HAWK را دورتادور شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، بندرعباس، جزیره ی خارک، بوشهر، بندر امام، اهواز، دزفول، کرمانشاه، همدان و تبریز مستقر کرده است تا بتواند از مناطق کلیدی نظیر پایگاههای هوایی و تاسیسات مربوطه حفاظت کند، هرچند که برخی از این سایت ها، موشک به اندازه ی کافی در اختیار ندارند.
ایران تعدادی رادار مراقبت هوایی دوربرد را نیز از چین خریداری کرده است. این رادارها می توانند اهدافی را تا عمق 300 کیلومتری آسمان شناسایی کنند و اکنون این سیستم های راداری، جزء مهمی از پدافند هوایی ایران به شمار می روند. ولی حتا با کمک چین نیز، دفاع هوایی ایران نقاط کور و نفوذپذیر زیادی دارد که شاید با تجهیزات آورده شده از عراق در جریان جنگ سال 1991 این نقایص کمی جبران شوند.
پرتابگرهای موشک در سراسر ایران پراکنده شده اند تا بتوانند نقص رادار دفاع هوایی ایران را در شناسایی اهدافی که در ارتفاع پائین پرواز می کنند پوشش دهند
روی هم رفته، شبکه ی دفاع هوایی ایران که شامل فرماندهی متمرکز کنترل، گیرنده های راداری و قابلیت هایی با ایجاد اخلال الکترونیک و دفع ضدعمل الکترونیک می شود، نیاز مبرمی به شبکه ی موثرتر دفاعی دارد. این شبکه ی فعلی برای دفاع در حالت نقطه ای مناسب است.

وضعیت فعلی هواپیماهای نیروی هوایی
به سال 2000 تخمین زده می شد که فقط 40 فرود هواپیمای فانتوم از 32 فروند F-4D و 177 فروند F-4E و 16 فروند RF-4E که تا سال 1979 به ایران تحویل شده اند در خدمت باقی مانده باشد. همچنین 45 فروند از 169 فروند F-5E و F-5F و تنها 20 فروند از ۷۷ فروند F-14A تامکت قابلیت پرواز دارند.
همچنین حدود 30 فروند F-4 و 30 فروند F-5 و 35 فروند F-14 اوراق شده اند تا از قطعات آنها برای جبران نقص قطعات یدکی دیگر جنگنده ها استفاده شود.
یک گزارش دیگر نیز حاکی از این است که نیروی هوایی ایران نمی تواند بیش از هفت فروند F-14 خود را همزمان به کار گیرد. ایران ادعا می کند که موشکهای HAWK را بر روی F-14 هایش منطبق کرده تا این موشکها بتوانند نقش موشکهای هوا به هوا را ایفا کنند. (به تصویر زیر دقت کنید)

روسیه و ایران علاقهء زیادی به همکاری های نظامی با یکدیگر دارند. این امر نیز با فروش سیستم های دفاع هوایی بسیار پیشرفته ی روسی که قابلیت رهگیری و سرنگونی جنگنده های استیلت F-117 و B-2 آمریکا را دارند به اثبات می رسد.
در فوریه سال 2001 آقای آصفی (سخنگوی وزارت خارجهء ایران) اظهار داشت که: «ایران امیداوار است همکاری های نظامی مشترک نظامی با روسیه ادامه یابد. کشور ما مایل است دفاع هوایی خود را کاملن مدرنیزه کند و ما از روسیه می خواهیم تا برخی سیستم های دفاع هوایی پیشرفته ی خود را جهت پشتیبانی از ما به ایران بفروشد.»
همچنین تعداد تعداد نامعلومی از جنگنده های به روز شده و جدید سوخوی25 در سال 2003 به سپاه پاسداران ایران (IRGCAF) تحویل شده اند. این جنگنده های سوخوی25 (موسوم به فراگ فوت یا Frogfoot) در پایگاه هوایی نامعلومی استقرار یافته اند.

سوخوی25 نیروی هوایی سپاه پاسداران

در جولای 2003 ، صنایع هوافضای چینی چنگدو (CAC) جنگنده جدید خود به نام Super-7 را معرفی کرد. این جنگنده ای است سبک و با قابلیت جهت عملیات در هر گونه وضعیت آب و هوایی که می تواند موشکهای میان برد هوا به هوا را حمل کند.
مدت زمان تکامل این جنگنده حدود 5/2 سال به طول انجامید. این جنگنده ای است که به طور عمده برای صادرات به دیگر کشورها طراحی شده است. چینی ها پیش از این سفارش خرید این جنگنده را از ایران و برخی کشورهای آفریقایی نظیر سودان و بورکینافاسو دریافت کرده بودند.

جنگنده F-8 M که در چین J-8 نامیده می شود:

همچنین گزارش شده است که تعدد 10 فروند جنگنده پیشرفته ی F-8M موسوم به فیندبک (Findback) و 7 فروند توپالف22 نوع M یا (Tu-22M) و 19 فروند میگ29 و تعداد نامعلومی از جنگنده ی بسیار پیشرفته ی میگ31 (پیشرفته ترین جنگنده شکاری رهگیر ساخت روسیه که قیمتی حدود 40 میلیون دلار دارد) توسط ایران سفارش داده شده اند، هرچند که تحویل این اقلام هنوز تایید نشده است.

میگ31 نوع BM

| (نظر بدهید.) | 5:03 PM  سه شنبه، 8 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 

میدانید google به چه معنی است؟

 مرجع : http://riaziatshahed.persianblog.com/

آفتاب : ارتباط نام سایت گوگل با ریاضی را در نوشته زیر بخوانید:

 
 
Google از کلمه Googol گرفته شده است. Googol هم اسم مستعار یک عدد است که توسط «میلتون سیروتا» نامگذاری شده است.عدد مذکور «ده به توان صد» است(به بزرگی این عدد دقت کنید)
انتخاب گوگل جنبه شعاری دارد.به این مفهوم که گوگل قصد دارد تا سرویسها و خدمات و اهداف خود را به تمام جهان گسترش دهد.
به عدد «ده به توان ده به توان صد» گوگل پلکس(Googolplex) میگویند.
و به عدد «ده به توان ده به توان ده به توان صد»گوگل دوپلکس
(Googolduplex) میگویند.

http://ashianenews.wordpress.com/

| (نظر بدهید.) | 4:10 PM  یکشنبه، 6 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 ایران چهارمین اقتصاد بزرگ جهان اسلام

ایران چهارمین اقتصاد بزرگ جهان اسلام

 

کشورهای اسلامی

صندوق بین المللی پول اعلام كرد ایران پس از تركیه، اندونزی و عربستان به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ در میان 51 كشور اسلامی شناخته شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از گزارش چشم انداز جهانی صندوق بین المللی پول ایران با تولید ناخالص داخلی بیش از 222 میلیارد دلار به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ در جهان اسلام شناخته شده است.

تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2006 به 387/222میلیارد دلار رسید كه بدین ترتیب این كشور بالاتر از كشورهایی مثل مالزی، پاكستان، نیجریه و مصر به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ در میان 51 كشور اسلامی شناخته شده است.

تركیه با تولید ناخالص داخلی 401 میلیارد دلاری در رتبه نخست از این نظر قرار گرفته و اندونزی با 364 میلیادر دلار و عربستان با 349 میلیارد دلار در رتبه های دوم و سوم جای گرفته اند.

میزان تولید ناخالص داخلی سایر كشورهای اسلامی به ترتیب از رتبه پنجم به بعد به این شرح است:امارات 163 میلیارد دلار،مالزی 148،پاكستان 127، نیجریه 116، الجزایر 113، مصر 107، كویت 95، قزاقستان 81، مراكش 65، بنگلادش 64، قطر 52، لیبی 50، سودان 37، عمان 35، سوریه 34، تونس 30، لبنان 22، تركمنستان 22، یمن 20، آذربایجان 19، كامرون 18، ازبكستان 17، بحرین 15، اردن 14، برونئی 11، اوگاندا44/9، سنگال 1/9،آلبانی 9، افغانستان 8،موزامبیك 7، چاد 3/6، مالی 2/6، بوركینافاسو 6، بنین 7/4، نیجر 6/3، گینه 1/3، قرقیزستان 8/2، تاجیكستان 8/2، موریتانی 7/2، سورینام 1/2، بوتان 93/0، مالدیو9/0،گویان 88/0، جیبوتی 76/0، كومور4/0، گامبیا 34/0 و گینه بیسائو 3/0 میلیارد دلار.

بر اساس این گزارش تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2007 به 278 میلیارد دلار می رسد و در این سال ایران همچنان در جایگاه چهارم از این نظر قرار خواهد داشت.

| (نظر بدهید.) | 3:40 PM  یکشنبه، 6 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 آغار کار

بسمه تعالی

این وبلاگ یکی از زیر مجموعه های سایت آشیانه است . ومی توانید مطالب منتخب سایت آشیانه

 دانلود و خدمات و .... آن سایت را در این وبلاگ استفاده کنید .

ادرس سایت آشیانه

http://ashianenews.wordpress.com

با تشکر

| (نظر بدهید.) | 3:28 PM  یکشنبه، 6 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش

لینک باکس وبلاگ